شهر سکونت همسرم یه شهر کوچیک از قسمت جنوب کشوره.چند ماه قبل وقتی برای گشت و گذار با موتور میره توی طبیعت و کوهای اطراف ، یه اتفاق عجیب میوفته. نزدیک غروب بوده که یه مرد حدودا ۴۵ ساله رو میبینه که از یه تپه پایین میومده و با صدای بلند داد میزده که نگه دار و منو کمک کن و برسونم به محلشون.شوهرم یه لحظه می ایسته تا چهرشو ببینه.میبینه طرف بدون کفش و با لباسهای عجیب داره میاد سمتش. بعد میترسه ازش و با موتور دور میشه یکم.طرف داد میزنه که من فلانی هستم. اسمشو کامل یادش میمونه و قیافه طرفو توی ذهنش ثبت میکنه و سریع از منطقه دور میشه. وقتی میاد به شهرشون.میره پیش عموی پدرش که حدود ۸۵ سالشه. بعد ماجرا رو تعریف میکنه براش و میگه همچین کسی رو توی این اطراف میشناسید؟؟؟؟ عموش میگه داری منو مسخره میکنی یا شوخیت گرفته. عموش میگه که فلانی از روستاهای اطراف شهرشون بوده که ۴۰ سال قبل یهویی ناپدید شد و هیچ وقت هم پیدا نشد. شوهرم از چهره طرف میپرسه که کاملا با اونی که دیده یکی بوده. عموش میگه طرف موقعی که گم شد همون ۴۰ سال حدودا سن داشت.اگه الان زنده بود باید ۸۰ سالی میداشت. شوهرم کارای عجیب زیاد انجام میده که نمیشه اینجا بگم ولی این ماجرا واقعا برام تکون دهنده بود. یعنی اون مرد تو زمان گم شده؟واقعا باور نکردنیه این ماجرا ولی بخدا حقیقت داره
مگه مسافر زمان هم داریم یعنی چی واقعیت داره من نفهمیده بودم فقط تو فیلما دیدم
مسافر زمان که دیگه داره عادی میشه عزیزم. حتی با پرواز روح و خلسه هم میشه در زمان سفر کرد. ماحرای دروازه زمان که توی عراق توسط آمریکایی ها دزدیده شد برای سفر در بعدهای دیگه جهان و زمان رو از یوتیوب ببین جالبه
پشت ساختمون های روبه رو خونمون کلا بیابون هست و تو این فصل عشایر میان اونجا و چند روز پیش همسایمون میگفت صدای عروسی جن ها می اومد و هرچی گفتم شاید یه چیز دیگه بوده و ... قبول نمیکرد و میگفت اولین بار نیست و همسایه ها هم اذیت میکنن😨😨😰