من از روزی که فهمیدم، نشد خوشحالی کنم و بعدش یه شب خواب راحت داشته باشم
بعد هشت سال ناباروری معجزه وار اومد
ولی بعدش خونریزی داشتم، بعد استرس سل فری، دو هفته خوب بودم که باز هم افتادم به خونریزی
تا قبل بیمارستان از خیلی چیزها خبر نداشتم، بعد بستری شدن ترس هام بیشتر شد ( انقباض و زایمان زودرس و کیسه اب و ...) از اونجا فهمیدم
الان هم باید انوکسا بزنم ، میترسم باز خونریزی کنم( الان لک هست)
نمیدونم سرانجامش چی میشه
احساس میکنم نصف عمرم کم شده