2777
2789

نههههههه ۴ سال عقد بودم اینکارو نکردم

شیرین رفتم شیرین اومدم 

ماشینم نداشت باز نمیرفتم تنها


تا خدا بنده نوازست، ب خلقش چ نیاز🤷‍♀️میکشم نازیکی تا ب همه ناز کنم🧚‍♀️

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ماشین نداشت 

ولی اصلا تنهاپامونذاشم

ماهی دوماهی یه بارمیبردتم😏عزیزم بودم

اگه ازم بپرسن مهم ترین چیزی که توزندگی یادگرفتی چیه؟میگم اگر هرجای زندگی حالت با کسی یا چیزی خوی نبود ترکش کن...میگم هیچ چیزی توزندگی مهم ترازحال خوبت نیس...
من موندم وقتی عقدین چرا میرین خونه ی مادر شوهرتون؟؟

پس چیکار کنیم ؟من خیلی کم پیش اومده تنها برم بعضی وقتا شوهرم کار داشتنی پدرم میبره اونم شاید دو سه ماه یع بار بقیع روزها شوهرم میاد دنبالم

همیشه باهم میرفتیم، حالا شاید یه روز یه کاری داشت نمیرسید بیاد دنبالم اون فرق داشت البته خونه مادرشو ...

چند وقته همسرم مریض شده نمیاد دنبالم میگه توام مریض میشی قبل اونم هفته ای یه بار میرفتم خونه مادرشوهرم بعضی شبا شوهرم دیر میره خونه مادرشوهرم میگع تو خودت باشو تنها بیا شوهرت ببینه خونه ای اونم جایی نمیره وقتی شوهرم نمیاد دنبالم من برا چی خودمو سبک کنم برم با این حرفش اعصابم خراب شده😒

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز