از صبح با خانواده بحثم شد و تا الان ادامه داشت بعد نامزدم اومد از برخورد چهره توهم رفته ما فهمید مامانم هی واسش توضیح داد کارای اشتباه منو . بعدش خیلی دلداریم داد اما من اصلا دوس نداشتم نامزدم وارد بحثای خانوادگی بشه. شبم دوباره با مامانم بحثم شد اومد بزنه تو گوشم منم هلش دادم یهو برگشت با پشت سر و بیهوش شد. خیلی عذاب وجدان گرفتم نابودم😔😔😔خسته از زندگی اینده وهمه چیز😔😔😔😔
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
برای همه احترام قائلم اما لطفا کسی جز استارتر مگر برای پرسش سوال ریپلای نکنه روم🤍بله من کاملا مطلع هستم سایت تبادل نظر هست اما تبادل نظر دونفره رو به چند نفره ترجیح میدم…|•تصور کن نشستی تو یه کلبه قدیمی و بارونی که میباره، بوی نم چوب هارو دراورده و عطرش مستت کرده…تو همین حین که داری از پنجره جنگل بیرون رو نگاه میکنی هم هات چاکلت توی دستت رو جرعه جرعه میخوری…•|قشنگ بود؟ این رویای منه…رویای یه مادر، یک همسر، یک دختر🤍
مامانت بیهوش شد.بحثتون سر چی بود ک لزوم داشت نامزدتم بفهمه.کاش نمیفهمید
خدایا ممنون ک منو لایق مادرشدن دونستی.هرچقدرم شکرت کنم بازم کمه..خدایا پسرمو به دستای مهربون خودت میسپارم عاقبت بخیرش کن.آمین ......آهای توای ک داری امضام رو میخونی اره باتوام میشه یه صلوات بفرستی برا چشمای منتظر کساییکه منتظر یه نی نی ان. الهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم.