یکی دخترش را گم کرده یکی دزدیده کورش کرده دختره دزده فک کرده اون دختره ست اومده اطلاع داده فهمیدن اون نیست برادر دختره که گم شده عاشقش شده ازدواج کردن ولی عموی دختره بدجنسه شغلشون اینه ازدواج و مهریهگرفتن اخرش دختره بچه دار شده و با هم ماندند و خوشبخت شدن