2789

عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم

كه چرا عشق به انساننرسیده است؟

چرا آب به گلدان نرسیده است؟

چرا لحظه ی باران نرسیده است؟

و هر كس كه در این خشكی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده استو غم عشق به پایان نرسیده است.

بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید، بنویسد:

 كه هنوزم كه هنوز است چرا یوسف گم

گشته به كنعان نرسیده است؟

چرا كلبه ی احزان به گلستان نرسیده است؟

دل عشق ترك خورد، گل زخم نمك خورد،

زمین مُرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد، فقط برد، زمین مرد، زمین مُرد.

خداوند گواه است، دلم چشم به راه است، و در حسرت یك پلك نگاه است؛ ولی حیف نصیبم فقط آه است

و همین آه خدایا برسد كاش به جایی؛

برسد كاش صدایم به صدایی...

      

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

جمعه هم شعر خداست

غزلی رویاییست

که ردیفش غربت

قافیه اش تنهاییست

جمعه را باید خواند

جمعه را باید زیست

جمعه هم رنگ خداست

یک بغل زیباییست

 

  رفیق ... مبادا گرفته باشی که شهری را برایت به نماز آیات وا میدارم...  
عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم كه چرا عشق به انساننرسیده است؟ چرا آب به گلدان نرسیده اس ...

افرین به این طبع شعر احسنت

برای شادی روح پدرومادرم صلوات ❤❤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792