میدونم ولی واقعا همه چیز زیر یه سقف روشن میشه.
من یه پسر خاله داشتم عاشق خواهر دوستش بود ، به پدرش اینو گفت و پدرش مخالفت شدید کرد.
یه شب با گریه حدود ده سال پیش نزدیک یک میلیون انداختن جلوش گفتن برو بگیرش در حالی که پسر خالم اصلا سر کار هم نمیرفت و یک میلیون مسخره بود.
خانواده دختره خیلی باهاش راه اومدن و کمکشون کردن و اینا با هر مشقتی که بود ازدواج کردن. هر دو سرکار رفتن.
الان یه پسر شش ساله دارن و حدود ۲ ساله جدا شدن.
خانمش بین خانوادش و همسرش ، خانوادشو انتخاب کرد چون مادرش میگفت این وصلت بیفایده هست و هیچ سودی نداره... حتی طلاق دختر کوچیکشم گرفت.
پسر خالمم با پسرش زندگی میکنه و برگشت خونه ی پدرش
خیلی عاشق هم بودن و برای رسیدن بهم تلاش کردن ولی زندگیشون پاشید.
ص
عشق قبل از ازدواج و مخصوصا دویدن هاش خیلی تو زندگی مشترک آسیب میزنه. تفکرات و تخیلات یهو میپاشه از هم ... البته استثنی هم هست که خوشبختن