شوهرم نمیزاره چادر دانشجویی بپوشم چند بار بهش گفتم به دعوا ختم شده یه ماه دیگه بچم به دنیا میاد نمیتونم با چادر ساده بچرو بغل بگیرم چیکار کنم قبول کنه خواهرو وزنداداشاش میپوشن منو نمیزاره 😪😪
مردِ من چشمهایش لبریز از آرامش است...وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم...او معنای تمام و کمال واژهی امنیت است...قول هایش قول است...تهِ چشمانش پاکی موج میزند...برای عاشقانه هایم مجنون است و برای بچگی کردن هایم پدر ...مردِ من مــــرد است و محکم...آنقدر محکم ک میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچهی ساده باشم
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
من نمیدونم تو تناسخ های بعدی قراره چی بشم ولی شاید همون حسرتی باشم که به دل میمونه؛شکوفه ای که قبل از شکفتن از سرما میمیره؛ رودی که هیچوقت به دریا نمیرسه و خشک میشه؛ شایدم باز یکی باشم که دوستت داره ولی نمیتونه داشته باشدت....کیدراما فقط کیدراما نیست یه سبک زندگیه:)
بچه که به دنیا اومد وقتی بچه بغلت بود کیفی چیزی که دستته بنداز زمین بگو چادر و بچه رو گرفتم اونا افتادن چندبار اینکارو بکن تا مجبور شه واست مدل دار بگیره
میشه واسه باز شدن بخت خواهرم و همه ی جوونا یه صلوات بفرستین😘 هرکی تو امضاش گفته صلوات بفرستین واسش صلوات می فرستم فقط اعلام نمی کنم