زنداداشم حاملست چنتا اسم پیشنهاد کردم بعد گف مهم اینع ک من خوشم بیاد بعد ی خنده ای کرد(ازینایی ک ینی بتوچه)در ضمن من فقط پیشنهاد کردم نگفتم ک حتما بذاریم اونم چون خیلیییی ذوق داشتم نگین حق اونه انتخاب کنه بعد خلاصه من خیلی ذوق داشتم خیلیااااااا خیلیم دوصش دارم هنو نیومدع😔ولی اینجوری گف دلم شکش اخه ما خیلییی باهم راحتیم خیلی شوخی میکنیم نمیدونم چیجوریه خودش همجا نظر میده حرف میزنه و بعد یچی ازش بپرسیم میگع بتوچه اینا من قدیم جدی نمیگرفتم اخع کلا اخلاقش اینجوریه اما دلم الان خیلی میگیره خیلیم بش احترام میذاریم مامانم اونو از من بیشر دوس داره بیشر توجهه میکنی اسمش از دهنش نمیوفه
ببین عزیزم میدونم که تو پیشنهاد دادی ولی شاید اون برداشت بد کرده من یه سری مادرشوهرم میگفت من خیلی دوس داشتم اسم برادرشوهرکوچیکتو بذارم معین خیلی اسم قشنگیه من برداشتم این بود از حرفشون که اگه پسر دار شدی بذار معین همونجا گفتم اصلا از اسم معین خوشم نمیاد . از همین الانم که باردارم نیستم ترس برم داشته خانواده شوهرم تو انتخاب اسم بچم دخالت کنن .چون عادتشونه تو آب خوردن منم دخالت میکنن
😌😔من نمتونم خیلی دوصش دارم از الان هنو معلوم نی دختریا پسر دارم براش لباس میگیرم
الهی منم قبلا مثل تو بودم بااین که یه پسر دارم ولی عاشق پسر داداشمم اونم منو دوست داره بیشتر خاله هاش وقتی دنیا امد اونقدر دوست میداره چون تو دوسش داری و بهش توجع میکنی