اوکی ظاهرا من دروغ میگم خودمم حالیم نیس😐
حتی اینا توافق کردن یک تومنشو خواهرم بده یک تومنشم شوهرش ولی شوهرش سربازه شهر دیگه نمیتونست جلاساتو که هفته ای یک جلسه هم بود بیاد خواهرم گفت یه چیزیم بزاریم روش بدیم به مسیولش کلا جلساتو نریم که شوهرش سر پول دادن ادا دراورد خواهرمم کلا پیگیری نکرد گف من قصد ازدواج ندارم بزار بمونه همینجوری الانم تقریبا ۳ ساله درگیر کارای جداییشه برا مهریه هم قاضی با توجه به اینکه شوهرش سربازه سکه هاشو کرد ۶ ماه یدونه
که همون موقع هم بخش نامه اومد دیگه حکم جلب نمیدن خواهرمم بخشید گف حکم طلاق بده که این داستانارو دراوردن سرش هم مهرشو بخشید هم حالا باید یه پولی بده برا جداییش چون شوهرش گفته همه هزینه هاش پای خودت