جاری منم فضول بود ولی دست و پاش جمع کردم
ی بار تو عقد بودم دست شوهرم به طرز وحشتناکی سوخت
اتفاقا دوسه روز بعدشم رفتیم خونه مادرشوهرم چون مهمونی داشتن جاریم دید آخر شب ساعت 2 شب به من پیام داده سلام فلانی نمیتونه بره حموم غسل نمیتونه بکنه بگو تیمم کنه قبوله بی غسل نره سرکار😐
حالا انگار ماخودمون خنگیم 1 ماه نمیتونیم دووم بیاریم تا دستش خوب شه منم تو جوابش گفتم خوشم نمیاد در مورد مسائل خصوصی مون با کسی حرف بزنم ممنون میشم دیگه تکرارنکنی
تموم شد رفت😁