چند روز پیش یه تاپیک زدم که برام خاستگار اومده من 21 سالمه اون 31 سالشه قیافش خیلی بیشتر نشون میده ازش خوشم نیومد با همه تعریفایی که ازش کردن بعد از اینکه عکسشو دیدم گفتم که نمیخامش هربارم که حرفش میشد میگفتم که نیان حتی نمیشینم کنارش نمیخام ببینمش ولی بهشون نگفتن که دختره راضی نیست جمعه ساعت 12 ظهر زنگ زدن گفتن یکی دو ساعت دیگه میایم خیلی عصبی شدم آتش گرفتم فرار کردم خونه پدربزرگم الان پدرمادرم باهام قهرن خیلی ازشون دلخورم
من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمیها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبههای برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبههای برتر کشوره.
گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامانهایی بخوره که بچهشون کنکوریه 🌱
کار خوبی کردی.ازدواج زوری نمیشه.وقتی دوس نداری بشینی پیشش یعنی ازش بدت میاد....
به حرف بابا مامانت نباش.اونا دوروز دیگه با یه سک س. اشتی میکنن..تفاوت سنیتون زیاده...
اصلاقبول نکن.اگه دیدی طرفت پرروعه وقتی اومد ، حالشو بگیر.بگو من گفته بودم که مخالفم و از شما خوشم نمیاد.سنت زیاده.خانوادم راضی به اومدن شما شدن.من حرقی ندارم.
کار خوبی کردی.ازدواج زوری نمیشه.وقتی دوس نداری بشینی پیشش یعنی ازش بدت میاد.... به حرف بابا مامانت ...
قربون دهنت
اونا فکر کردن اگه قهر کنن من احساساتی میشم قبول میکنم فکر میکنن یکی دو روزه تموم میشه بهم میگن دیگه اصلا قبول نمیکنیم کسی بیاد خاستگاریت خیلی این حرفشون زور بود مگه تا الان چند نفر اومدن خاستگاریم که آدم حسابی بودن و من قبول نکردم هرکی میاد میگن دیگه فقط همبن دیگه بهتر از این پیدا نمیشه چکارشون کنم یعنی با این سنشون عقلشون نمیرسه