2821
2789
عنوان

کات کردم

707 بازدید | 56 پست

بچه ها تروخدا بگین این پسر واقعا دوستم داشت یا نه من از سردرگمی دارم میمیرم😭

یه پسر ۲۸ ساله از دو سال و نیم پیش پیگیرم بود دوست فامیلمون بود و واقعا منو واسه قصد جدی میخواست همیشه تو این چند سال پیام میداد که چه انتظاراتی دارم و سعی میکرد نزدیک شه بهم اما من چون رل بودم جدی نمیگرفتمش تا اینکه ۲ ماه پیش کات کردم و ازونجایی که خیلی پیگیرم بود و واقعا عاشقم بود باهاش دوست شدم اونم حتی به خاطر من با دوست دخترش کات کرد (دختره و دوست نداشت از سر تنهایی باهاش بود حتی چت هم نمیکردن زیاد)

ولی خیلی ادم ترسویی بود یعنی یکم که باهم شروع کردیم به حرف زدن یهو میدیدم بی دلیل گزاشته رفته یا ج امو کلا دیگه نمیداد بلاکم میکرد ، منم مث این بدبختا همش با اکانتای مختلف پیام میدادم که چی شده میگفت میترسم وابسته شم اخه شرایط مالی ما خیلی بهتر از اونا بود میترسید قبولش نکنن مامان بابام.

چند هفته به این منوال گذشت من خیلییی عاشقش شده بودم میگفتم حالا بریم بیرون شاید اکی شد تو تلاشتو بکن حالا،  تو این چند هفته همیشه من منتشو میکشیدم ارزو به دل موندم یه بارم که شده قهر کنم بیاد بگه چته

تا اینکه نزدیک دو ماهی رفتیم بیرون به جرات میگم بهترین روزای عمرم بود و به عینه دیدم چقدر عاشقمه اما همش میگفت من نابود میشم وقتی ببینم بهت نمیرسم سعی میکرد همش فاصله بگیره تو چتا

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

کسی که عاشق باشه ولی انقدر ترسو باشه به درد نمیخوره واقعا ازین موردا زیاد تجربه کردم

ما سر انجام شبی مست و مدهوش،کمی ژولیده،با بدن های به خون غلتیده،بر مزار نجس و نحس شما می رقصیم.

مشکوکه

🌷دلم برای خانه ی پدری ام تنگ شده• جایی که شیطنت هایم خریدار دارد .• جایی که همه چیز برای حالِ خوب داشتن فراهم است ...• جایی که همیشه در آن بچه ام ، و بچگی کردنم جرم نیست،که اگر ناز کنم .. پدر و مادرم، می خندند ، و نوازشم می کنند.• جایی که خوش طعم ترین غذاها وجود دارد..و هرچه خواستی نمی گویند خودت آماده کن !همه چیز بدونِ هیچ منتی مهیاست • آنجا که حتی مزه ی نان و ماستش هزار بار از پیتزا پپرونیِ بالای شهرِ اینجا بهتر است ...•  جایی که هر صبح ، بوی عطر گلدان های مادر مشام را می نوازد و صدایِ غُل غلِ سماورش ، حالِ آدم را جا می آورد • جایی که خواب های از سرِ صبح تا لنگ ظهر ؛ عجیب ، در آن می چسبد • که اگر آدم از سردیِ اولِ صبح ها چنبره زد ، کسی هست که با تمامِ عشق ، پتو رویش بیاندازد..و خوابِ شبها ، هیچ نگرانی و ترسی ندارد. جایی که تماشای برنامه کودک از نوع نوستالژی ، بیشتر از نوشیدنی های انرژی زا ، به آدم انرژی می دهد• آنجا که جنسِ قربان صدقه هایش فرق داد!من دلم همین گوشه از دنیا را تا ابد میخواهد.کنارِ پدر و مادری که از لبخندشان ؛تمام باورهایِ مرده ام جان بگیرند !🌷
2824
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز