من یه بار رفتم خونه پدر شوهرم بعد گفت شربت درست کن منم درستیدم ولی بی مزه ابکی مزه هیچ نمیداد بعدش پدر شوهرم گفت این چیه گفتم تقصیر من نیست شربتا خرابه شربت خارجی همینطوریه دیگه بعد گفت اتفاقا از کنار فرودگاه خریدم ایران .یعنی من همانا و پنج شش نفر هم بودن
اخر شوهرم گفت
من گفتم اصلا شکرو شربت نریزه مثلا میخواست جعمش کنه. خخخخخخخخخخ