2789

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


من یه بار رفتم خونه پدر شوهرم بعد گفت شربت درست کن منم درستیدم ولی بی مزه ابکی مزه هیچ نمیداد بعدش پدر شوهرم گفت این چیه گفتم تقصیر من نیست شربتا خرابه شربت خارجی همینطوریه دیگه بعد گفت اتفاقا از کنار فرودگاه خریدم ایران .یعنی من همانا و پنج شش نفر هم بودن

  اخر شوهرم گفت  

من گفتم اصلا شکرو شربت نریزه مثلا میخواست جعمش کنه. خخخخخخخخخخ 

تیکر بارداریم نیست .خدایا یه بچه سالم و صالح بزار تو دلم 😘

مجردبودم خونمون مهمون داشتیم،خواهرم پاشو دراز کرده بود هی باچشم وابرو اشاره کردم متوجه نشد آخرم عصبی شدم گفتم خجالت نمیکشی....اینهمه آدم تمرگیدن تو پاتو دراز کردی🤣🤣🤣🤣

چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...

یه بار بدون آرایش رفته بودم خونه پدر شوهرم کرم پودرم تموم شده بود ولی حالمم زیاد خوش نبود رنگ به رو نداشتم پدر شوهرم گفت عروس چیه حالت بده سیاه شدی گفتم نه بابا جون کرمم تموم شده،همه اینطوری بودن😐

من اینطو ی😥

۱۲ سالم که بود داداشم تازه نامزد کرده بود یه مهمونی گرفتیم زنداداشمم دعوت کردیم با چندتا از فامیلامو ...

🤦🏻‍♀️🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

💗میشه اسم خوشگل موشگل برای دخترم پیشنهاد بدین؟🌸 😍🙏🏻  خودم نظرم رو آنیسا، آوینا، آنیا و کمی نیکا هست اما شوهرم میگه بارانا🤔 کدوم بهتره!؟ چقد تصمیم گرفتن سخته🥴

یه روز سر سفره بودیم. تو جمع شلوغ. بعد لیوان کم بود. شوهرم یه لیوان از وسط سفزه برداشت گفت آب بریزم برات؟ منم دیدم لیوان کمه باخودم گفتم هردو با یه لیوان بخوریم بهتره. 

گفتم نه عزیزم از آب خودت می خورم😑😑😑

همه سکوت 

همه چشا گرد 

همه ....

😭

😂

برام یه صلوات بفرستید که به شغل مورد علاقه م برسم. مرسی مهربونا❤❤❤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز