وای یه دفه تو راه رو دانشگاه نشسته بودیم یه پسر خوشتیپ عینک زده بود داشت اونطرفو نگاه میکرد
منم ب خیال اینکه ما رو نمیبینه و تو میدون دیدش نیستیم دوتا انگشتمو به شکل تفنگ گرفتم سمتشو شلیک کردم دیدم دوستام خندیدن باز انجام دادم یهو پسره عینکشو با انگشتش داد بالا با گوشه چشمش نگاهمون میکرد
خلاصه همه غش کردن از خنده فقط باید قیافه پسره رو وقتی عینکو دا بالا و هی ابروشو با خنده میداد بالا که یعنی زرنکی من میدیدمت رو میدیدی