من و شوهرم حدود ۷ ساله باهمیم. شهرمون از هم دوره.
سال ۹۱ باهم اشنا شدیم و سال ۹۶ عقد کردیم. چند ماه دیگه سه سال میشه که عقدیم. اول که خانواده شوهرم یه مقدار طولش دادن ولی بعدش پارسال خونه خریدیم و دیگه دستمون خالی شد و تا الان نتونستیم مراسم بگیریم که بریم خونمون. یعنی در حد یه مراسم مختصر هم نشد!
من کلا از اول هیچ مراسمی نداشتم و عقدم هم توی محضر بود. تنها مراسمم بله برون بود که لباس نامزدی پوشیدم وورفتم ارایشگاه. پدرم قرار بود همون اول که عقد کردیم برامون جشن عقد بگیره که ما صحبت کردیم و گفتیم همین اول یه مراسم عروسی خوب میگیریم و بعد که خواستیم بریم خونمون میریم سفر. سالن و همه چیزم رزرو کردیم اما عموی من فوت شد و مراسمم کنسل شد. منم گفتم حتما خیر بوده که من موقع خونه رفتنم با لباس عروس برم. برای همون صبر کردیم تا الان که شد سه سال و هنوز نتونستیم مراسم بگیریم.
هفته پیش جهازم رو بردم تهران (یعنی شهر سکونت شوهرم اینا و جایی که خونمونه) و خانوادم اومدن و وسایل خونمون رو کامل چیدیم. و قرار شد چند وقت یبار بریم سر بزنیم به خونمون.
حالا شوهرم میگه من دیگه خیلی اذیت شدم و چقدر دور باشیم. میگه بیا بریم خونه خودمون بمونیم ولی علنی نکنیم و هر از گاهی هم برگردیم خونه مامان بابامون تا شرایط عروسی جور شه. اگه شد که شد نشدم هیچ.
خانواده شوهرمم نظرشون اینه که ما بریم خونمون و هر وقت شد مراسم بگیرن. اینم بگم ممکنه توی بهار بتونیم مراسم بگیریم ولی از طرفی هم صد در صد نیست و شاید حالا حالاها طول بکشه.
شما بودید چیکار میکردید؟😥
از شرایط مامانم نگم که مراقبت ازش با منه و خواهر برادرام چون من هستم خیالشون راحته.