میخاستم برم موهامو رنگ کنم گفتم بزارم ابروهامم کامل بیا د برم براهاشور یدفه پسردااییم تصادف کرد مارسم داریم تا بعد چهلم دست به چهرمون نمیزنین بخاطر احترام به اون مرده و خانوادش.. هیچی گفتم بزارم بعد چهلم
نوبتم داشتم واسه ارتودنسی دندونام
حالا دوروزه دیگه چهلم و من باردارشدم. دیگه هیچ کدوم ازاین کارارو نمییتونم انجام بدم
ازطرفی مادربزرگ همسرم دیوونم کرده همش میگه بچت پسرباید باشه و اینا کلا هم همسرم هم مادرشوهرم هم خواهرشوهرام همشون پسر دوس دارن ولی چیزی نمیگن ولی این مادربزرگش روانیم کرده البته خیلی دوسش دارما خیلییی خوبه نمیشه جوابشو بدم.. نمیدونم چیکارکنم دعا کنید برام خدا مصلحتو تو پسرداشتن قراربده خخخ خیلی پرروام نه؟