۳ ساله عروسی کردیم سال اول خودم رفتم برای خودم کیک خریدم و مهمون دعوت کردم ولی تولد اونو سوپرازیش کردم
سال دوم فقط ۱ کیک برم خرید امسالم که هیچی حتی تبریکم خودم یادآوری کردم ک بهم گفت
سالگرد ازدواجم باز خودم ۱ بارشو کیک خریدم رفتم مغازه با کادو اون هیچی برامنگرفت
حتی تبریکم نگفت
روز زن هم توی این ۳ سال هیچی
ولی منهمه تولداش و روزای مردو صدرصد هم کادو خریدم هم کیک
تروخدا نگین ذهنت درگیر چیاست یا با پول خودش براش خریدی چون واقعا حس بی اهمیت بودن میکنم
موقع تولد دخترمم خودم از قبل رفتم باهاش طلافروشی برا خودم نیم ست خریدم چون برا عروسیمم اصلا طلا نخریده بودم
توی بیمارستان دست خالی اومد دلم شکست بهش گفتم کو گلت برو برام گل بخر گفت میخرم ولی دریغ از یه شاخه خشک
خیلی ناراحتم خیلی دلم گرفته هر چیم بهش میگم اصلا ب روی خودشم نمیاره نمیدونم باهاش چیکار کنم