یاد ی عزیزی افتادم تعریف میکرد شوهرم از بیرون اومده خیلی ناراحت عصبی بوده حرفی هم نمیزده چشه رفته اتاق بیرون نمیموده بنده خداگفته چیکا کنم به حرف بیاد اینا باردار هم بوده سماور رو اب سرد میریزه مثلا چپه میکنه رو خودش شکمش جیغ میزنه تا شوهرش توجه کنه بهش اونم اومده زده تو گوشش بیشعور اگه بچم کاریش بشه چی😂😂😂