گفتم شوهرم براشرکتش یه خانم گرفته بعدم پیامشون من دیدم وشوهرم گریه کرد گفت شیطون گولم زد منم بخشیدمش ولی بیرونش نکرد ازشرکت باهاش برخورد کرد حالا من همش بهش میگم چرابیرونش نکردی میگه کارش خیلی خوبه من باید با وجود اون پاک باشم زنگ میزنه باهاش درمورد شرکت حرف بزنه من میریزم بهم حالا چکار کنم من زندگیمو خیلی دوست دارم ولی دارم روانی میشم از فکر وخیال دعام کنید