خودم شاغلم ولی اصلا قبول ندارم اتفاقا اونی که دنبال زن شاغله مرد خسیسیه چون زن ها معمولا بعد بچه د ...
خب به نظر من این عیب نیست
فقط مرد شادابی میخواد؟ زن بمونه تو خونه به شوهرش سرویس بده و شب هم با خستگی و اخم و تخم مرد روبرو شه؟ حداقل باهام بیرون کار میکنن، باهم خسته میشن، باهم کارای خونه رو انجام میدن و باهم شاد میشن
من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "
اینم بگم من اگه حقوقم 10 برابر همسرم بود و اگه همسرم ی روز میومد میگفت من دیگه نمیرم سر کار چون تو خوب درمیاری بازم مشکلی ندارم چون انتخاب من ی مردی بوده که براش فقط پول مهم بوده ! و من اشتباه کردم تو انتخابم و هیچ وقت قبول ندارم زنی که کار میکنه مردو پررو میکنه اگه مرد پررو شد پررو بوده از اول ! و انتخاب من اشتباه ! من کار خودمو میکنم نه اینکه بگم پس من دیگه کار نمیکنم تا تو بری سر کار ! احتمالا زندگیمو باهاش ادامه ندم !
مثلا به شما حقوق ندن میری سرکار؟ والا من حاضر نیستم بدون حقوق کار کنم حتی حقوق پایین نمیگم ه ...
حقوق یه بحث جداست، گفتم کار، نه بیگاری!
نیاز مالی داخل خونه رو گفتم
من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "