آقا ما کلاس هفتم بودیم دختر دایی ام اومد خونمون و منم گفتم برام یک وب ترسناک بزنه
و بعد داستان ترسناک از زبان یک موجود ترسناک نوشتم
یکی نوشت تو که خودتو جن معرفی کردی نمی گی اجنه اذیتت کنند
و هی یکی پیام می داد من جنم
بالای کمدتم من اسکول بالای کمد مورد دیدم که جن نی
منم از ترس چنان جیغ زدم که دایی و زن دایی ام یک متر پردیدن هوا
بعد فهمیدم کار پسر دایی مه بچگی هام خیلی سر به سرم می گذاشت