چالش ۱۷
صبح ساعت۶ونیم بلند میشم نمازمو میخونم بسته به حالم ی صبحونه مفصل واسه همسرم میچینم و با بوس میرم بیدارش میکنم🤗تا بلند شه نمازشو بخونه و دست و روشو بشوره و بیاد صبحونه با هم بخوریم...صبحونه که خوردیم من میپرم تو تختخواب زیر پتو گرم و نرمم😍همسرم که دیگه حاضر میشه و میاد پیشونیمو بوس میکنه منم بهش میگم مواظب خودت باش عزیزم😍اونم میگه چشم خانوم خوشگلم🤗😃😊
میخوابم تا ساعت۹ونیم اینا بیدار که شدم رو تختی رو درست میکنم ...دیگه دیشبم تصمیم گرفتم ناهار چی بپزم میرم ناهار رو میپزم ظرفا رو میشورم سالاد درست میکنم و کلش مشغولم یکمم اهنگ میزارم باهاش قر میدم😃تا همسرم ساعت۱۲ونیم میاد😍زود میرم در رو براش باز میکنم میپرم بغلش کلی بوسش میکنم بهش میگم خدا قوت عزیزدلم اونم میگه ممنون عشق دلم😊بهش میگم تا دست و روتو میشوری منم ناهار رو میکشم اونم میگه چشم
واسه ناهار همسرم کلی تشکر میکنه و میگه هیچی دست پخت تو نمیشه خانومم🤗بعدشم میریم با هم نماز میخونیم و میخوابیم😃تا ساعت۳که باید بره سرکار ...
وقتی میره سرکار منو هم بیدار میکنه که سر راه بزارتم کلاس ورزش بعد ورزشم خودم یکم پیاده رویی میکنم تا برسم خونه و ی دوش میگیرم و بفکر شام 😊ی چی سر هم میکنم همسرمم خیلی خوش غذاس هر چی درست کنم میخوره😛🤣ساعت۷میاد خونه و شام رو میخوریم و نمازمم میخونیم در مورد کارامون حرف میزنیم یکم تلویزیون نگاه میکنیم کلا تو خونمون قانون اینه نباید گوشی دستمون بگیریم همسرمم همیشه رعایت میکنه😍
ساعت ده هم دیگه میریم تو رختخواب و بخوابیم🤗😊