به خاطر مریضی پدرشوهرم دوماهه هیجا نرفتیم تو خونه حوصلم سر رفت نه مهمونی نه تفریح
بعد امروز دیدم جاریم که هنوز عقده رفته عروسی حسادت نکردم ولی همسرم هم استوریشو دید سریع ز زد به برادرش که نکنه اونم رفته باشه حالا راست یا دروغ گفت سر کارم به همسرم گفتم اگه من عروس این خانوادم اونم هست تو منو هیجا نبردی میگه من نمیتونم برم تو میخوای خودت برو
واا فوت كه نشده عزا دار باشين بگن زشته مريض فقط هر كسي مريض ميشه زندگي رو به خودتون زهر نكنين ! تو هم مثل جاريت برو خوش بگذرون ورگرنه عادت ميكنن كه هميشه به خواست اونا پيش بري
به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هرجا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم. گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند. و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشدجون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه تو بحث کردن دانش و ادب مهمه
شوهرت حق داره کما مریضی عادی نیس شمام شرایطشو درک کن وقت مقایسه کردن نیس ک جاری این کارو کرده منم بکنم خودتو بزار جای شوهرت فقط برا ی لحظه درسته شمام حق داری خودت برو تفریح ولی تو این موقعیت از شوهرت نخاه ک همراهیت کنه
عزيزم من الان ديدم تو كما هستن - به شوهرت حق ميدم ميدونم اگر از بستگان خودتونم خدايي نكرده اين اتفاق واسش بيوفته دل و دماغ جايي رفتن رو ندارين اما شما زندگي رو به خودت سخت نگير تنهايي برو
وایی انقد بدم میاد ک یکی دیگ مریضه و دلش غم داره کل شهر باید غم دار بشه دل ی نفر خرابه نه همه ادما چرا این فرهنگ جا نمیفته تا هستیم قدر همو بدونیم ن موقعی یارو رفت شورشو دراریم البته دور از جون پدر شوهر شما چرا ما اینجوریم مگ دنیا چند روزه
دلم خیلی گرفته حس شکست و نابودی عجیبی دارم نمیدونم تا کی باید ب ظاهر خوشحال باشم نمیدانم تا کی باید سنگینی نگاه ترحم امیز دیگران را ببینم نمیدانم پس کی نوبت خندیدن از ته دل برای من میشه ذوق برای بچم نمیدونم خدا چه زمانی را برای گرفتن دست جگر گوشم تعیین کرده یک ساله دبگه دو سال دیگه یا چند سال دیگ شاید هم هیچوقت 😭😭😭😭فقط میدونم بنده خوبی نیستم و بی طاقتم صبرم تموم شده تسلیمم . حس مادری برام شده آرزو 😔.. اگه امضام خوندی خوشحال میشم برام دعا کنی خدا بهم بچه سالم و صالح و خوشگل و باهوش بده ممنون 🌹🌹دکترا گفتن تخمک اهدایی 😭 ینی قرار نیست من بچه ای از خون و گوشت خودم داشته باشم مگ من چند سالمه خیلی سخته خیلیییییی 💔💔😭😭😭😭😭😭 خدایا فقط تو میتونی برام معجزه کن مگه من چندسالمه 😭😭 خدایا بهم بچه بده چیزی ازم نگیر بچه با عمر طولانی و با عزت ❤️ ممنون میشم دعام کنین خیلی محتاجم🌹🌹راجب دکتر زنان و ای وی اف و ای یو ای و عکس رنگی و... درمان هایی ک تاحالا انجام دادم سوالی داشتی بپرس دیگ انقد دکتر رفتم یه چیزایی میدونم 🥲