هرجا میخواستیم بریم میگفت بابام گفته فقط فلان جا
یه بار رفتیم کافه رستوران باباش تماس گرفت رنگش عوض شد هی گفت چه کنم ها؟؟؟؟
هربحثی میکردیم منتقل میکرد بخانوادش همه هم دخالت میکردن
از جمله اینکه گفتم باید حق طلاق بدی قطع کرد
باباش ز داد که ماقبول نمیکنیم بجاش فلان باغمون بنامت منم قبول نکردم
تمام کردم باهاش