من از بچگی تنها بودم تک بچه بودم
با هر کی دوست شدم علکی باهام بد شد و دیگه دوستی شو قطع کرد
خیلی دوست ها رو می بینم چند سال باهم دوستند حرف زشت بهم می زنند و شوخی های زشت می کنند ولی دوست هاشون باهاشون دوستی شون رو قطع نمی کنند
با مامانم حرف می زنم سرم داد می زنه مخم رو خوردی با بابام می رم بیرون اینقدر بد اخلاقه که گریم رو وسط خیابون در میاره
گاهی حس می کنم حرف زدن یادم رفته
اخه مشکل من به غیر نا امید و اعتماد به نفس پایین چیه فقط مشکلم اینه
ولی بعضی ها صد تا عیب وایراد دارن و صد تا دوستپ