شوهر من خدایی مرد خوبیه کارم نداره ولی چند وقت یکبار ب یه چیز کوچیک گیر میده و یه دعوای حسابی میکنیم.مثلا چندوقت پیش سیمکارتمو عوض کردم وقتی ک نبود واتساپ خط جدیدمو نصب کردم وااای غوغا کرد ک چرا قبلش ب من نگفتی و نصب کردی.یا دیشب باهام دعوای مفصل کرده بخاطر اینکه من رفتم تو اینستا به پیج یه ارایشگر درخواست دادم.قبلا بهم گفته بود ک این ارایشگره ادم خوبی نیست و میدونه با کیا در ارتباطه و منم میدونم ک همینطوره.حالا میگه چرا باید میرفتی تو پیج ادمی ک من بهت گفته بودم خوب نیست.قهر کرده😭😭واقعا نمیدونم چجوری رفتار کنم دیگه
روزی که دختردار بشمبه دخترم میگم منتظر نباش کسی خوشبختت کنه،خودت برو دنبال خوشبختی...بهش میگم دخترم تو قراره روزی مستقل بشی...من نمیخوام بهش بگم که آخرین مرحله موفقیت یک دختر توو مملکتمونعروس شدنو خونه بخت رفتنه!!!نمیخوام دم به دیقه تو گوشش بخونمقراره روزی مادر بشی...بهش میگم عروسکم تو قراره انسان موفقی بشی و تو این راه نیازی نداری که عروس بشی،احتیاجی نداری مردی با اسبی سفید و این چرت و پرتا بیاد دنبالت!مشکل ما اینه که تو گوش بچه هامون از کودکی هی میخونیم؛هی تکرار میکنیم که نهایتا یکی میاد میگیرتت!«باور کنید موفقیت یک بانو در گرویعروس شدن و مادر
گلومون مونده زیر چاقوی کند روزگار....نه میبره نه ول میکنه!!!!! بیشعوری اگه درد داشت بازم یه عده ای مسکن میخوردن به کارشون ادامه میدادن......... هر چی رو که گفتیم خدا نصیب نکنه فول اچ دی نظاره گرش بودیم!!!