2777
2789
عنوان

جاری

201 بازدید | 9 پست

حق دارم حرص بخورم‌؟ جاریم  تقی به توقی میخوره برای بچش یه جشن آبکی میگیره کادو جم کنه. ختنه، دندونی، تولداش، هر دفعه هم ما باید کادو بگیریم.من از اینجا بهم برمیخوره که شوهرم همش به من میگه ندارم ندارم جشن برادرزادش که میشه میره کادو گرون ميخره. ولی برادر اون حتی با اینکه ما سکه پارسیان بردیم دیدن بچش اون اومد یه اسباب بازی مسخره برای دیدن بچه من آورد انگار نه انگار ما این همه کادو و تو خرج افتادیم برای بچش تا الان حداقل ارزش قائل نشدن برای بچم با این همه درامد توپشون. از چندجا درامد دارن برعکس شوهر من که همش بیچارس و ندار.
خسیس هم نیستن چون خرج کردنشون برای دیگرانو دیدم از قصد موقع ما گدا میشن که مارو بی ارزش کنن

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

هر چی خواستی بخری دو تا بخر .یکی برای خودت یا مثلا برای بچه ت .

اینطوری شوهرت درست میشه .

من تولد خواهر شوهرم هر چی بخره شوهرم دوتا برمیدارم  .بهش میگم کادو بدون مناسبت برای خودم خریدم .😂😂😂

خدایا مارا به غصه های معمولی مان برگردان...به قسط های عقب افتاده ،ترافیک های طولانی،خیابان های شلوغ، دغدغه های زیاد،هدف های سخت،خستگی های مفرط...به همان روزها که همدیگر را قضاوت میکردیم وبه قضاوت های هم توجهی نمی کردیم.به همان روزها که دنیا اینقدر آلوده نبود،که آلوده بود وحاد نبود ،که آلوده  بود واز آلودگیش نمی مردیم...که دلواپس حال عزیزانمان  بودیم نه جانشان !ما را برگردان به روزهایی که سلامتی اینقدر گریز پا نبود ،که میشد لابه لای همین مشکلات و دغدغه های ریز ودرشت،با خیالی آسوده فنجانی  برداشت ،چایی ریخت ...کنار پنجره ای ایستادودر کمال اطمینان و آرامش نفسی عمیق کشید .که می شد کسی را به آغوش کشید وآرام شد .میشد دستان کسی را گرفت وبدون هراس تمام شهر را قدم زد وغصه ها و درد ها را فراموش کرد .دلمان لک زده برای یک آغوش، یک لبخند ،یک خیال تخت...دلمان لک زده برای یک زندگی آرام و معمولی ...خدایا در آغوشمان بگیر که خسته ایم ...خودت حال زمین را خوب کن 

شوهر منم اینطوریه عید تولد برای برادر زادش پول میده ولی دریغ از به قرون از برادر شوهرم درحالیکه وضعشم خوبه پسرکوچیکم بدنیا اومد یه ریال کادو نداد تولد پسر بزرگم کیک خریدم بردم خونه مادرشوهرم اونم اونجا بود به ۱۰تومنی بهش نداد اما شوهر من ماشاالله شور حاتم طاعی بودن و دراورده 

شوهر منم اینطوریه عید تولد برای برادر زادش پول میده ولی دریغ از به قرون از برادر شوهرم درحالیکه وضعش ...

آخه آدم بچه هارو دوست داره خوشحال کنه کادو ببره براشون ولی وقتی اونا اینجوری رفتار میکنن آدم رغبتی نداره برای سنگ تموم گذاشتن. من نمیدونم چجوری شوهرمو قانع کنم بگم مگه بچه ی اون پادشاهه که باید حتما کادو درجه ی یک بگیریم ولی اونا انگار دارن به گدا صدقه میدن. اون دفعه مادرشوهرم بش گفته پول کم ندی برای کادو برادرت منظورش اینکه پولداره ناراحت میشه این پولای کم براش بی ارزشه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

مذاکره🤨

niniyar | 33 ثانیه پیش
2791
2779
2792