2777
2789
عنوان

بیاین کمک

81 بازدید | 10 پست

سلام بچه ها امشب تولد برادر شوهرم بود..خوب بعدش میخواستن عکس بگیرند ...پسراون یه برادر شوهرم سه تا داداش دیگشو جمع کرد غیر از زنا بعدم من دیدم یهو خرتو خر شد اصلا نفهمیدم چیشد رفتند پشت اپن و هی شلوغ بازی در کردنو عکس گرفتن شوهرم با من اشاره کرد که تو هم بیا ولی من اهمیتی ندادم..نرفتم من فقط نشستم نگا کردم..شوهرم از دستم خیلی عصبانی شد اومد بهم گفت فقط تو تو خانواده ی من زیادی بودی که نیومدی عکس بگیری ..جبران میکنم یواشکی میگفت کسی نفهمه ولی خودم حس کردم فهمیدن آخه یجورین چیکار کنم سفتو سخت باهام قهر...قبلش باهم خوب بودیم خیلی

چرا نرفتی؟ 

مادربودن حس عجیب و غریبی است💜. احساس میکنم قلبم جایی بیرون از سینه میتپد.❤️👶🤱اااااارررری اینگونه است مادربودن... 😍من فقط عاشق اینم ک عمری از خدا بگیرم اینقدر زنده بمونم تا ب جای تو بمیررررم.. 

بچه‌ها اگه امرور خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تا ۹۹٪ تخفیف داره، هم یه کد تخفیف ۵۰۰ هزارتومنی داره.

کد: ATP5

ارسالشم انگار رایگانه

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

کارت اشتباه بوده  خب تو هم میرفتی به خاطر شوهرت

قصدبدی نداشتم آخه مثل این چلا افتاده بودن تو خودشون یجوری شوهر من توبغل مادرش زیر اونجا اصلا کسی پیدا نبود یجوری نمیدونم چرا اینطوری شد بخدا 😣😣😣😣

ازش عذر خواهی کن بگو واقعا قصدی نداشتم گفتم شاید چندتا برادر دوست دارین   تنهایی  عکس بگیرین ب خاطر همون نیومدم گفتم یوقت داداشت معذب میشن 

مادربودن حس عجیب و غریبی است💜. احساس میکنم قلبم جایی بیرون از سینه میتپد.❤️👶🤱اااااارررری اینگونه است مادربودن... 😍من فقط عاشق اینم ک عمری از خدا بگیرم اینقدر زنده بمونم تا ب جای تو بمیررررم.. 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108