2789
تیفانی جونم.

این طبیعیه خوب.ولی به این فکر کن خودتم 6 ماه دیگه میری و راحت

شوخی می کنم.

اما در کل به نظرم تو هم برو که هم تو همسرت رو ببینی هم خانواده.

اونا هم گناه دارن دیگه نگرانن واسه مهاجرتتون.

بعد هم نگران نباش اونجا انشاالله اینقدر سرتون شلوغ می شه که وقت ندارین هی با نت و تل صحبت کنین.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

صدگل جون مرسی از بابت آدرس و تلفن مثل اینکه همه چیز تو ساسکاتون تو همین خ هشتمه

ما تحصیلی داریم میریم برای همین خونه و زندگی مون رو تبدیل به پول نکردیم تا ببینیم چی پیش میاد

مامان سارا خیلی تا الان تلاش کردم خیلی حرفارو نشنیده بگیرم به شدت استرس دارم اما اینا بیشتر بهش دامن میزنن
یکی دوتا نیستن یه خاندان هستن که همه هم این اجازه رو به خودشون میدن هر حرف و نظری رو بدون مزه مزه کردن به زبون بیارن

سما جون من 3-4 ماه دیگه میرم ، موندم اینجا هم برام شده داستانی
میرم این مدت خونه پدرم همش در حال اولتیماتوم دادن هستن این خبرا نیست بری و پشت سرتم نگاه نکنی نمیدونم چی از جونم میخوان وقتی پیششونم عوض دلگرمی دادن حرفای مایوس کننده میزنن وقتی نمیرم تهدید
تو این پروسه همش آیه یاس خوندن حتی از کمک فکری و احساسی هم دریغ کردن نگران چی الان تنها نگرانیشون تو صحبتاشون اینه کی میتونن ویزا بگیرن و بیان توریستی بگردن و پوز فلانی رو تو فامیل بزنن


اوووووووووووووووووووو

تیفانی جدی؟ از الان باید به فکر مهمون داری تو غربت باشی یعنی.

عجبا.

چی بگم والا.

مادر پدر خودت چی اونا هم دلتنگی می کنن یا مثلا چیزی که اعصابت رو خورد کنه؟

اینجوری باشه 4 ماه اذیت می شی.نمی شد با هم برین؟
پدر و مادرم خیلی خوشحالن خب مسلما دلشون تنگ میشه اما خودشونو کنترل میکنن تو این مورد حتی چند بار شوهرم رفتار پدر ومادرم از بابت تشویقا و دلگرمی دادن هاشونو به خونوادش گفته تا اونا هم همین طور باشن اما بازم کار خودشون رو میکنن

هنوز پای ما به هیچ جایی نرسیده گیرشون سر اینه اگر بچه دار بشیم کدوم مامان باید بیاد ؟! یا اسمش باید ایرانی باشه...

اعصاب نزاشتن برام شوهرمم خیلی لی لی به لالاشون میزاره نمیگه پیش خودش تاحالا یه روز زنم تنها بدون من نبوده حالا چند ماه نیستم یکم باهاش وقت بگذرونم
سما جون ما اصلا نرفتیم آنکارا
تو سایت سفاین به صورت آنلاین مدارک رو پر کردیم یکساله گزینه آنلاین رو قرار دادن دقیقا بعد از بسته شدن سفارت
یسری هام با پست مدارک رو میفرستن
سفارت ابوظبی هم ظاهرا برای ایرانی ها کار انجام میده اونو دقیق نمیدونم
در ضمن ما چون مصاحبه نداشتیم پیکاپ ویزارو هم دادیم یه آژانس انجام داد و نرفتیم
فکر کنم اگر مصاحبه لازم باشه باید حضوری برین یکبار
بازم از بچه هایی که مهاجرت دارن میکنن سوال کن یه موقع ممکنه قوانین ویزای توریستی و دانشجویی با مهاجرتی متفاوت باشه
سلام دوستای‌ گلم.

ببخشید یه چند وقت بی‌خبر گذاشتمتون راستش خیلی‌ سرم شلوغ بود. ما بالاخره برگشتیم تورنتو. البته مهدی هنوز کلگری هستش ولی‌ من و ارشان اومدیم تورنتو. خونه‌ای رو هم که ۴ سال پیش پیش خرید کرده بودیم بالاخره تحویل گرفتیم و الان تو خونهٔ خودمونیم. من برگشتم سر کار و ارشان هم میره مهد. حسابی‌ به مهد عادت کرده صبح که میذارمش مهد اصلا دیگه بهم محل نمیذاره فوقش شاید یه بای بای بکنه مگرنه صاف میره سراغ بازی‌. خلاصه بالاخره بعد از سه چهار ماه حسابی‌ شلوغ و همراه با بدو بدو بالاخره یک کم زندگیمون آرامش گرفته و فکر کنم دوباره بتونم بیشتر اینجا سر بزنم.

دوستای‌ گلم شما چطورین؟ سما خوندم که شوهرت Ielts نمرهٔ خوبی‌ گرفته تبریک میگم بهت ایشالا زوده زود اینجا ببینمت.

دوستان اینقدر پیام‌های نخونده زیاد بود که بی‌خیال شدم اگه چیزی از من پرسیده بودین دوباره تکرار کنین.

همگی‌ مواظب خودتون باشین و بستگی به اینکه کجا هستین شب و روز خوبی‌ داشته باشین
نه بابا سارا این چه حرفیه.میدونی وقتی مستعار بیای هرچه میخواهت دل تنگت بگو رو راحت میتونی بگی.مثل خیلی وقتهایی که من اومدم اینجا و فقط واسه شما راحت درددل کردم.چه خوب یادته.اره خودم بودم که گفتم نمیتونم تا پایین بیام :) امیدوارم تعو کارت حسابی موفق بشی همونطور که تا حالاش هم خوب استارت زدی.
تیفانی جان تاچشم برهم بزنی این چندماه هم گذشته.اینور هم که بیاین دیگه خودتون دوتائین و اینقدر مشغول میشید و با این اختلاف ساعتی که هست دیگه وقتی واسه کسی نمیمونه که بخواد تو زندگی شما دخالت کنه.اینجا اومدن هم به این راحتی ها نیست که هرماه یکی شال و کلاه کنه پاشه بیاد.اینکه موقع بدنیا اومدن نینی کدوم مامان بیاد هم از این گوش بگیر از اون گوش بده بیرون.ایشالا هروقت زمانش شد خودت به همسرت توضیح میدی که باکی راحت تری و متقاعدش میکنی که مامان خودت بیاد . از حالا زوده که بیخوای غصه ی اینده رو الکی بخوری.نهایتش هم مامان همسرت اومد اشکال نداره اینقدر زحمت داره واسه کسی که مراقب مادر و نوزاد تازه دنیااومده هست که خودش از اومدنش پشیمون میشه و بعدش که خودت روبراه شدی ومامانت اومد دیگه راحت میتونین اینور اونور برین .فقط میخوام بهت بگم که این روزها تا کنار خونوادت هستی لذت ببر.بذار همسرت هم خونواده دونش پر بشه.
سمایی من خودم هم اینطوری نیستم که با ایرانیهای زیادی در ارتباط باشم.ما چندتا دوست داشتیم که فقط بااونها دیگه مرتب در تماس بودیم و خداروشکر از همون اول دوستهای ایرانی خوبی سرراهمون قرار گرفتن مثل همین تیتی و نسیم.ولی داستانهای زیادی هم از بعضی دوستامون در مورد دوستای ایرانیشون شنیدم که باورش هم واسم سخته که چه کلکهایی بهشون زدن.کلگری مثلا کنسرت بیشتر از اینجا میذارن.واسه عید..شب یلدا و ... برای بچه ها برنامه میذارن.رستوران ایرانی زیاده.غذاهای ساراپز هم که دیگه گزینه ی عالی شده واسه همه.خانمها در خیلی زمینه ها فعالند مثل ارایشگاه . گروههای ورزشی و برنامه های جالب دیگه و شما انتخابهات زیاده.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز