2789
سپیا موفق باشید. من و علی هم یک چیزی خوندیم و رفتیم واسه امتحان آئین نامه بعد چند تا سوال تو امتحان بود که ما اصلا تو کتاب ندیده بودیم اما با همون چند تا اشتباه قبول شدیم فکر کنم شانس همسرت بد بوده و از آنین نامه جدید سوال زیاد بوده.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

mimi جان kijiji سایت کاره هر روزمه نمیدونم چرا از باکس سمت راست ایمیل میزنم نمیره فکر کنم ف ی ل ت ر م قطع شده نمیفرسته :(

نلی جان یکدنیا ممنون از راهنماییت دونه دونه همشو نگاه میکنم
زمانی که خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شد، پیر شدنت شروع می شود.
سلام به دوستان عزیزم :
ممول جون ، عزیزم ، خوب فرش ها رو بگذار توی چمدون ، وسایل توی چمدونت رو بگذار توی فریت !!!! یه چمدون رو برای دم ذستی ات ببند و بعد فرش هات رو بگذار و اگر جا داشتی بقیه وسایلت رو بچین .
آنی جون ، چه عجب از اینورا ؟!!! یاد ما کردی همسایه ؟ بچه هات رو خدا نگهداره ، پس از مدتها یه خواهر وبرادر دیدم که عین هم هستن !!!
شهرزاد عزیزم ، دقیقا " بد شانسی همسرم بوده ....دو سه تا از سوالات که اصلا " توی کتاب 2010 نبود و البته منهم سال گذشته ، مثل شما با همین مشکل مواجه شدم ، دو سه تا سوال هم جوابهای توی کتاب یا نبوده ؛ یا درست نبوده . خلاصه اینکه تستهای اینترنتی به روز تر هستند و قویا " از مطالعه اییننامه ترجمه شده فارسی 2010 بپرهیزید !!
حالا جالب اینجا است که بعد از قضیه ارسال مدارکش و تعطیلی سفارت ، بلافاصله پس از ذریافت مدارک همسری ، چشممون به امتحان رانندگی هم روشن شد . جمعه که امتحانش رو pass کرد ، نشستیم براش وقت امتحان شهر بگیریم ، مشخصاتش رو نه یکبار ، بلکه چندبار وارد کردیم و سایت میگفت مشخصات شما رو در فایلمون نداریم !! حالا همه چی تایپ شده روی گواهینامه موقت آیین نامه نوشته شده و دقیقا " همونها رو وارد میکردیم . شنبه صبح امتحان کردیم ، باز دیدم همون پیغام رو میده ، خلاصه امروز زنگ زدیم به تلفن مرکز امتحان رانندگی و پرسیذیم پرا نمیتونیم ثبت نام کنیم ، گفتن اینترنت ما مشکل پیدا کرده و ثبت نام تلفنی انجام شد !!!!
بعد رفتیمcost co برای خرید ارزاق عمومی ، البته با اتوبوس !!!!اcost co یک فروشگاه امریکایی الاصل و بسیار عظیم هست که بقول یکی ازذوستامون بازار بزرگ خودمونه . چون شما عملا " میری توی انبارو اجناس رو با بسته بندی های بسیار بزرگ و قیمت های به مراتب کمتر از بیرون با کارتن و جعبه از روی پالت بر میداری . خرید از cost co یک کارت عضویت میخواد و بدون اون، بهت اجازه ورود نمیدن . من اینبار که اومدم با گواهینامه آیین نامه ام ، کارت رو گرفتم ، میشه با یک حق عضویت دو تا کارت داشت که چون در روز گرفتن کارت ، همسرم کارت عکس دار نداشت ، گفتن دفعه بعد که اومدید بهش میدیم ( با کارت عکس دار ) ، القصه ، یکبار دیگه همسرم تنها با کارت من رفت ، گفتن حتما " باید همسرت باشه . دفعه پیش با من و کارت عکس دار رفتیم ، گفتن اجاره نامه تون کو ( :ه ادرس محل سکونت همسرم روش باشه )؟!!! خلاصه امروز ، کاملا "مجهز با گواهینامه و کارت خرید من و PR همسری و اجاره نامه رفتیم cost co ,و بعد از کلی توی صف وایسادن ، بالاخر ه کارت همسرم صادر شد !! ولی باز بهمون ندادن!!! پرینترشون خراب بود و اسم همسرم رو درست پشت کارت نمیزد !!!! همسرم دیگه کارد میخورد ، خونش در نمیومد !! نمیدونم در سال چند بار ممکنه پرینتر cost co خراب باشه یا در طول چند سال روابط دیپلماتیک چند بار ممکنه سفارت بسته شه که همه اش توی این دوماه ، خورده به کارهای ما و خصوصا " همسرم . میگه شدم مورچه خوار که میگفت اتوبوس جهانگردی سالی یکبار از این جاده رد میشد و درست همون لحظه ای رد شد که مورچه خوار دنبال مورچه اومده بود وسط جاده ....راستش سعی میکنم تمام این موارد رو به خنده و شوخی رد کنم ولی از تاثیر منفی اش روی همسرم واقعا " نگرانم !!!
فکر کنین ادم با هزار و یک شک و تردید خونه اش رو ول کرده ،اومده اینجا و داره سعی میکنه خودش رو پیدا کنه و اونوقت هی بد بیاری پشت بد بیاری ...حتی سر کارهای کوچیک !خلاصه خدا آخر و عاقبتمون رو به خیر کنه .
راستش رو بگم اگر کمتر میام اینجا ، اینه که دوست داشتم مثل خیلی از بچه ها ی اینجا که ظرف یکی دو ماه اول هردو یا یکی شون کار مناسب پیدا کرده بودن و میومدن اینجا و با اعلام این اخبارشون روحیه به همه ، من جمله خودم ، میدادن ، بیام و بهتون روحیه بدم .ولی بهر علتی ، یا ضعف ما ، یا سومدیریت ، یا بی عرضگی یا بد شانسی یا عدم توانایی برای ما توی این دو ماه ، تقریبا " هیج چیز جلو نرفته ....هنوز من و همسرم در نوسان و دورانیم !!!ولی نلیسا خدارا شکر ، داره جلو میره .از یک طرف تنها مایه دلخوشی ام الان اینه که میبینم نلیسا از مدرسه خوشش اومده ، سوار school bus که عاشقش بود میشه و میره و میاد .برنامه اش تنظیم شده ولی ...داره جلو میره و با در جا زدن ما ، میترسم ببینم دیگه برامون قابل دسترسی نیست . الان چند روزه میاد خونه میشینه پای کارتونهای همینجا و دیگه نه بازی میکنه و نه فعالیت دیگه ای . واقعا" وقتی میاد اینقدر خسته است که فقط میخواد بشینه یا دراز بکشه .نمیشه هم اون ساعت خوابوندش چون اونوقت شب نمیخوابه . خیلی هم ساکت شده و حرف نمیزنه .تااینکه همین امشب ، یکدفعه از توی خواب بلند شد و نشست و شروع کرد با چشمان بسته به انگلیسی صحبت کردن !!!یه لحظه شوک شدم !و بعد فهمیدم داره چه اتفاقی میفته ....نلیسا داره جلو میره . این خوبه و خدا کمک کنه ما هم راهمون رو زودتر پیدا کنیم .
بچه هایی که دارید میاید ... یادتون باشه اینجا ایران نیست که کسی بدادتون نرسه و مشکلاتتون رو حل نکنه ولی راجع به کانادا هم خیلی انتظارتون رو بالا نبرید .اینجا هم سیستم ادار ی ممکنه نقص داشته باشه ، ممکنه توی بیزینس هاشون ضرر هم بکنید ، اینجا آدم ها خیلی اشتباه میکنند . تمام نوشته ها رو چک کنید . تمام تاریخ ها رو همینطور .
گفتم این رو بهتون بگم ، چون سر سرویس مدرسه نلیسا خیلی اینموضوع اذیتم کرد . یعنیوقتی سر زمان مقرر درست نشد ، برگشنم به استیصال ایران که حالا چکار کنم . ولی مدیر مدرسه به قول خودش برای پیگیری رفع مشکل ، عمل کرد و سر وقتی که بهم گفته بود ، نامه اش رو بهم داد . سرم داد نزد که من هر کاری میتونستم کردم و وقتی ناراحتی من رو دید ، دستم رو گرفت و تسلام داد . یاد اولین مهد کودک نلیسا افتادم که وقتی برای دختر همکارم به اتفاق وحشتناک افتاده بود و منهم بعنوان یک مادر ، که نگران بچه اش بود ، زنگ زدم بپرسم چرا این اتفاق افتاده و کاری کنن که دیگه نیفته ؛ مدیر مهد کودک طلبکارانه بهم گفت " من برای مادر اون بچه توضیح دادم ، برای تو هم باید توضیح بدم ؟!!!حالا اونجا پول هم میدادیم ، اینجا پول هم نمیدیم !!!
خلاصه ؛ متاسفانه من و همسرم اینقد ر قوی وتوانا نبودیم که بتونیم شما راهیان کانادا رو امیدوار و خوشحال کنیم ،ببخشید ما رو و دعای خیر برامون بفرستید که از همه چیز واجب تره !!!
سما جان ، خبری ازت نیست ؟ ماشین پدرت چی شد؟
راستی میخواستم یه چیز دیگه هم بگم که اینجا هست و توی ایران نیست ... من عاشق happy faces مردم اینجام . اصلا " مهم نیست چه رتبه ای دارن و چه کاری میکنن ، خیلی هاشون الکی خوشن و این موج مثبتشون رو به آدم منتقل میکنن. مثال امروزش ، یه اقای تپل سیاهپوست بود که داشت راهروهای مترو رو تمیز میکرد و با صورتی پر از خنده ، چشمش افتاد به یه خانم سیاهپوست دیگه که با اخم داشت میومد سوار قطار بشه ؛ داد زد "hey mam ,why dont you smile ?" خیلی دوست دارم باین روحیه برسم . البته میگم ، باز هم همه شون اینجوری نیستن .ولی تعداد اخموها واقعا " یکی در ده نفر هم نیست !!یا اینکه امروز دو تا خواهر دو قلو با حدود 95 سال سن ، هردو کاپشن کرم و شلوار پارچه ای مشکی و کفش یک کم پاشنه دار ؛ با هم سوار اتوبوس شدن . میگم 95 سال سن ، چون بسیار چروکیده و مو سفید بودن ولی کمرشون صاف صاف بود!! اینجا 70 ساله ها قیافه 50 ساله های ما رو دارن و دوچرخه سواری میکنن !!!
سلام دوستان
سپیای عزیزم خیلی دلم هوای نوشته هاتو کرده بود . هر وقت اسمت رو میبینم خوشحال میشم. درکت میکنم که الان چه حالی داری چون بارها واسه خودم پیش اومده که توی یه برهه زمانی یک دفعه چندین مشکل پشت سر هم واسم پیش اومده و گاهی با خودم فکر کردم یعنی این مشکلات تموم میشه؟؟؟؟
فقط به خدا توکل کن و بدون که همیشه بعد از هر سیاهی ، سفیدی هست .
ممنون که به فکر مایی و نمیخوای با اخبار نا امید کننده ناراحتمون کنی اما عزیزم به نظر من الان وقتشه که بیشتر بیای و بنویسی و بیشتر از بچه ها انرژی مثبت بگیری. اینجوری حال خودتم بهتر میشه . ما زنها همیه نیاز به تخلیه شدن و انر/زی گرفتم داریم.
مشکلاتتون حل میشه خانومی مطمئن باش . درضمن من به ندرت شنیدم کسی ظرف یکی دو ماه کار پیدا کنه . عموما خرج یک سال رو با خودشون میبرن .
راستی دوست همسرم که تقریبا 10 ساله اونجا زندگی میکنه خیلی تاکید داشت که برای شروع ، هر نوع کاری رو حتی پخش کردن روزنامه جلوی خونه ها انجام بدید چون خیلی بهتر از بیکاریه و به عنوان یک سابقه کار کانادایی براتون حساب میشه . میگفت وقتی رزومه تون رو به یه کارفرما میدید خیلی تاثیر داره که ببینه جایی کار کردید و به امید پیدا کردن یه کار آنچنانی بیکار ننشستید.کلا میگفت سابقه کار کانادایی از هر نوعی که باشه برای اونها مهمه.
سپیای عزیز
نوشتن مشکلات و گرفتاری های مهاجرت باعث انرژی منفی و .. نمیشه. بلکه باعث میشه نگاه واقع بینانه ای به این مساله داشته باشیم.
نکته سنجی تون عالیه.
همانطور که گفته بودم پیگیر نوشته های شما هستم.
منتظر روزهای پر از موفقیت شما هستم.
سلام

سپیا اتفاقا شما استثنا نیستید...کسانی که یه ماهه دوماهه جا میفتن و... شاید کمتر از 10درصد مهاجران باشند.
فقط باید صبر کرد.
متاسفانه حتی اینجا بازار کار رفته تو رکود. خیلی از شرکتها حتی دارن تعدیل نیرو میکنن ! بعضی پروژه ها تعطیل شده. دلیلش رو نمیدونم ولی خب باید همه صبر کنیم.

ممول بچه ها راست میگن مجبوری بیشتر وسایل حتی لباسها رو فریت کنی و فقط دم دستیها که همون یکی دو هفته اول که میرسی لازمه رو بذاری تو چمدون بیایی. و خب فرش البته. بعدش خودش لباسها برای بستن وسایل میتونن کلی کمکت کنن. خودشون یه پوشش مناسب هستن برای ظروف.
سپیا جون الان خیلی زوده واسه ناراحتی و ناامیدی شما تازه دو ماهه اومدید و با این دید هم اومدید که ممکنه زود کار پیدا نکنید. ما که نسبتا خوش شانس بودیم بعد از 6 ماه کار پیدا کردیم . دوست عزیز اصلا ناامید نباش یادمه توی همون چند ماه اول که کم کم داشتم دچار استرس میشدم با یکی از دوستانمون که 8 ساله اینجان صحبت میکردم بهم گفت الان تا میتونی از این همه اوقات فراغتت لذت ببر و خوش باش که بعدا که زندگیت روال عادی گرفت حسرت میخوری که با افکار منفی خرابش کردی کما اینکه همینطور هم شد و من با اینکه اون چند ماه رو به خودم خیلی سخت نگرفتم اما بعدها پشیمون بودم که چرا فکرمو خراب کردم.
میدونم که هر چقدر بهمون بگن که امیدوار باشیم و همه چیز روبراه میشه باز این مسئله استرس زاست با این قیمت دلار و تبدیل تومن به دلار اما فعلا با استرس و ناراحتی کاری از پیش نمیبرید.
امیدوارم خیلی زود با خبرهای خوب بیای.
سپیا با خوندن اخرین پستت لحظه به لحظه روزهای نگرانی ما در بدو ورود زنده شد.این حس همه ماست.تا زمانیکه کار پیدا نکنید و از پس اندازتون بخورید این نگرانی هست.
راستشو بخوای روزی که نوشتی همسرت به کار دعوت شده من نظر شخصم این بود که کاش اون کارو قبول می کرد و وارد بازار کار کانادا می شد ولی وقتی دیدم همه مخالفت کردن من تصمیم گرفتم حرفی نزنم و تصمیم گیری رو به عهده خودتون بذارم.چون پیدا کردن کار چندان ساده نیست مخصوصا کار اول.باید باز هم تلاش کنید.من یادمه حدود 100 تا جا اپلای کردم که کار اولمو گرفتم.واقعا سخته بدون اشنا کاری پیدا کنی.تازه کار مرتبط هم نبود یواش یواش و پله پله باید حرکت کرد به سمت کارهای بهتر.خدارو شکر که کار دومم(همین کار فعلیم)به مراتب بهتر از قبلیه.خلاصه منظورم اینه که نامیدی نداریم.جفتتون رزومه هاتونو درست کنید و برا کار اماده بشید.نامیدی خیلی اسونه ولی نباید بذارید به سراغ شما بیاد.
سپیا جون منم مثه همه بچه ها با اینکه تجربه ندارم میگم نگران نباشین مطمینا زمان میبره تا کار پیدا کنید مگه اینکه با شغلهای غیر مرتبط شروع کنین
اگه دقیق رشته شوشو و خودت رو بگی و زمینه کاری که داری رو من میتونم به کسایی که اونجا میشناسم هم بسپارم تا خدا چی بخواد.
فقط یه نکته اینه که نزارین به هیچ نحو افسردگی بیاد سراغتون چون در این حالت هم خودتون صدمه میبینین و هم برای دختر وکوچولوت سخت میشه. بیا و اینجا هم از تجربیاتت بزار برای من که خیلی با ارزشه
تیستو جون ممنون برات میفرستم (فعلا دارم درست ترش میکنم)و برای مصاحبه هم اگه بدونم جدی هست حتما می یام. ما مثه شما اصلا اپلای نکردیم و من فقط یه یزای توریستی 3 ساله دارم. فقط تابستون اونجا با یه وکیل اقامت توی دولت صحبت کردم و اون بهم گفت هرطور شده کار پیدا کن و بعد بیا و من برای همین تصمیم گرفتم اول دنبال کار بگردم
سپیا جونم پستهاتو با دقت میخونم همیشه میدونی کلا مهاجرت کار سختیه و کار هر کسی نیست همین که ما تصمیم گرفتیم به اینکار خودش قدم بزرگیه من مطمئن هستم با صبر و تلاشت حتما همه چی رو به راه میشه و یه روزی به این روزات نگاه میکنی و میخندی گلم

تیستو جون ممنونم آره همین کارو میکنم دیروز اولین باکس رو بستم ولی راست میگی از لباسها هم میتونم واسه محافظت استفاده کنم

وای نلی جونم خیلی خوشحال شدم دارین میرین خونه جدید مبارکهههههههههههههههههه
زمانی که خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شد، پیر شدنت شروع می شود.
دوستان من پیگیر این تیپیک هستم و کاملا نوشته هاتون را میخونم کارشناسی بهداشت عمومی از دانشگاه شهید بهشتی رو دارم و هیچ جای دنیا هیچ کسی را ندارم که بتونم روی اون حساب کنم راستش اطلاعات خیلی زیادی هم راجع به مهاجرت ندارم ولی برام یک تجربه است و من دنبال تجربه هستم دلم میخواد چند تا سوال ازتون بپرسم اگه وقتتون را نمیگیرم

1- بهداشت عمومی تو کانادا چه جایگاهی داره ؟
2- همسرم کارشناس بهداشت محیط است کدوم یکی از این رشته ها اونجا بهتره ؟
3- من بالاخره نفهمیدم زبان اونجا فرانسه است یا انگلیسی ؟
4- من یک دختر 5 ساله دارم مدارس از چه سالی شروع میشه ؟
5- مدرسه ها دولتی است یا خصوصی ؟
6- دندانپزشکی اونجا رایگان است یا هزینه اش بعهده خود ما است ؟
7- برای اشخاص بالای 60 سال که بخوان اقامت سرمایه گذاری بگیرن چند هزار تومن یا چند دلار لازم است ؟
8- اقامت سرمایه گذاری یعنی پول را تو بانک باید بذاری یا یک کار جدید ؟
هر آنچه مرا نکشد مسلماً قویترم خواهد ساخت
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792