2777
2789
سلام به همگی .
بالخره همین الان اینترنت و تلویزیونمون وصل شد و من اولین جایی که اومدم اینجا بود .
خدمت دوستان عزیزم عرض کنم که جمعه پیش رفتیم IKEAو وسایل FURNITURE و اتاق خوابمون رو گرفتیم و موند تخت و تشک نلی که اونروز نداشتن .شنبه ساعت 11 برامون آوردن و مشغول بستن وجاگیرکردنشون بودیم . یکشنبه عصری ، که مونتاژشون تموم شده بود و همسری که بی نهایت خسته بود خوشحال بود بار فریتمون سه شنبه شب میاد و 5 شنبه میره تحویل بگیره و تا اونروز یک کم خستگیش در رفته که دوستمون که تلفنش رو به KLM داده بودیم زنگ زد و گفت از فرودگاه زنگ زدن که بارتون رسیده و میتونین بیاین ببرین . طبق برنامه ای که با شماره بارمون توی نت چک میکردیم تا شنبه شب ، بارها قرار بود سه شنبه شب بیاد و نفهمیدیم چی شد که 24 ساعته رسید !! حالا کل برنامه ریزی ما بهم خورده بود و یکشنبه شب هم دستمون به جایی بند نبود !!!مجبور شدیم تا دوشنبه صبح صبر کنیم و تصاذفی ماشینی که میخواستیم دوشنبه صبح کار نداشت و با نگهبانی ساختمون هم برای رزرو آسانسور هماهنگ کردیم و همسری ساعت 10:30 رفت فرودگاه . ساعت 1 برگشت . 120 دلار توی فرودگاه ازش گرفته بودن گه 80 دلارش هزینه کارهای اداری بود . 40 دلار برای نگهداری بار که بنظرم نباید میگرفتن و همسرم هم وقتی رسید متوجه شد .
این هزینه برای ترکیش 60 دلار بود .ولی لیبلینگ بار ها توسط KLM عالی بود و کارتن ها حتی خط هم بر نداشته بود .
خلاصه تا همین دیروز درگیر باز کردن کارتن ها بودیم و امروز صبح دیگه همه چی رو بردیم توی انباری و سه تا کارتن کتابمون مونده . از ظهر هم تکنسین نصب BELL اومده بود برای نصب که تا رفت 4 عصربود و بسیار کند و ناهماهنگ بودن و ما هم از گرسنگی مردیم !!!
جالا توی همین هیر و بیری ، همون دوستمون که از نطر ازطلاعاتی خیلی تا حالا کمکمون کرده و توی REAL STATE هست و این خونه رو برامون گرفت ، از قبل از اومدن ما گفته بود که برادر خانمم توی شرکتی کار میکنه مهندس مکانیک میخوان و همسر من رزومه اش رو بده . توی همون 10 روز اول همسرم رزومه اش رو نوشت و فرستادبرای دوستمون که بده به شرکت برادر خانمش . از اونجا که شنیده بودم توی کانادا هم بدون رابطه امکان نداره بتونی کار پیدا کنی ، همه اش امیدوار بودم این موضوع قطعی بشه وفقط به مشکلی وجود داشت ، اونم این بود که معلوم نبود نوع کار چیه ؟!!!!
خلاصه توی این شلوغ پلوغی ، این دوستمون اصرار داشت که همسری زنگ بزنه به کارفرمای برادرزنش .آخرش سه شنبه زنگ زدیم و فقط میدونستیم رزومه همسرم رو هم بهش ندادن .طرف ایتالیایی بود و بسیار بد حرف میزد .اونم پشت تلفن و با قطع و وصل صدا ....البته تا گفتیم از طرف فلانی زنگ میزنیم ، گفت خوب فردا بیا سرکار !!! عصر زنگ بزن بری یه سری TOOLS بخری !!! شوکه شدیم . همسرم پرسید کارم چیه که تلفن قطع شد !!!
خلاصه ساعت 4 زنگ زدیم و همسرم گفت من 10 روزی وقت میخوام کارهام رو جور کنم و اونم گفت نمیشه و ماکزیمم تا سه روز دیگه و شوکه شد که ما نمیدونستیم کار چیه ؟وگفت باید بهتون میگفتن !!!
ما که دیگه پاک گیج شده بودیم دوباره زنگ زدیم به دوستمون که بابا این میگه شما باید میگفتید کار چیه .خلاصه قضیه اینبود که برادر خانم دوستمون تازه بعنوان مهندس عمران فارغ التحصیل شده و اومده اینجا که شروع به کار کنه . کارشون هم یکچور نقشه برداری /کشی بود .یعنی تعیین موقعیت درها و پنجره ها برا ی ساختمان در حال ساخت .با کار شدید بدنی مثلا بالا و پایین رفتن از یک ساختمون 20 طبقه که آسانسور و بالا بر نداره ، شرایط فضای باز محیط و ساعت کاری بسیار زیاد .مثلا " بعضی روزها از 4 صبح تا 5 بعداز ظهر .ما هر پی فکرکردیم دیدم اگر همسری بره توی این کار دیگه رفته ....تازه ماشین هم میبایست داشته باشیم که هنوز گواهینامه اش رو نداریم چه برسه به ماشین .پون جاهای مختلف کار میکردن و کار ، روز مزد بود و مزایایی هم نداشت .نمیدونم درست بود یا غلط .ولی به هزار علت تصمیم گرفتیم نریم .یکی اش سن همسرم بود که 40 سالشه و عملا انجام یک همچین کار سنگینی خیلی اذیتش میکنه ، ثانیا " همسرم دوستداره در زمینه تاسیسات وارد بازار کار بشه و اینکار اصلا " تاسیساتی نبود .ضمن اینکه بجز تاسیسات از برق و کامپیوتر و الکترونیک هم سز در میاره که اصلا با اینها هم مرتبط نبود . سوم اینکه یک همچین کار یکلا " از جامعه ایزوله اش میکرد و من فکر میکنم برای ما که بچه مون امسال داره وارد مدرسه میشه ، کاری که با اقشار جامعه سر و کار داشته باشی لازمه تا بتونی بفهمی ویژگی های این جامعه چی هست . تازه بحث زبانش که خودش خیلی نگرانشه هم هست و کاری با این صرف زمان و انرژی زبانت رو محدود میکنه به همون فضای کاری .آخرین دلیل هم این بود که گواهینامه و ماشین نداشتیم !!!خلاصه گفتیم نه !!!
روز بعد دوستمون زنگ زد و کلی با همسرم ( به حالت شماتت ) حرف زد که حالا میرفتی و اینجا امکان نداره بتونی بعنوان مهندس کار کنی .یعنی بهت کار نمیدن و باید از همین تیپ کارها شروع کنی و اگر کار نکنی مشکل خانوادگی پیدا میکنی و ...یاد نلی باسی افتادم که همسرش از هفته سوم رفت سرکار .البته نوع اون کار با این کار خیلی فرق داشت .نمیدونم کار درستی کردیم یا نه . ولی بنطرم باید فرصت بدیم ببینیم اگر توی زمینه هایی که میخوایم نشه ، بعد دیگه ادم خودش رو بندازه توی فیلدهایی که علاقه نداره . الان خودم برای رزومه نویسی هی دست دست میکنم ، چون واقعا " حوصله کار کردن مثل ایران رو ندارم ولی اینجا از PHARMACY ASSISTANT بدم نیومده .البته باید یه کالج برم یا سرتیفیکیت بگیرم ومنتظرم نلی بره مدرسه برم پرس و جو کنم ببینم په خبره و آیا اصلا با رشته ای که خوندم میتونم اینکار رو بکنم ؟ توی این فاصله هم بدم نمیاد توی یک جا یک کار پارت تایم داشته باشم .همسرم هم همینطور . فکر کنم ایدا آلش اینه که هردو پارت تایم کار کنیم تا آروم آروم زبانمون بهتر شه و راه بیفتیم .
نمیدونم کار درستی کردیم یا نه ؟ همه اش میگم شش ماه دیگه پشیمون نشیم .ولی اگر واقعا " اینجا بدون رابطه نشه کار پیدا کرد ، بیچاره ایم !!!!چون فک و فامیل که نداریم ، این دوستمون هم الان فک رمیکنه همسر من دنبال کار شیک و با کلاس میگرده !!!دعا کنین بچه ها .

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


نسیم عزیزم :
امیدوارم بزودی این 7 ماه هم بگذره و اوضاع هر جوری که دلتون میخواد پیش بره و برگردین تورنتو با یه کار خوب برای همسر محترم و شما هم برگردین سر کلاستون .من همه اش این مدت فکر میکردم اگر معلم بچه من بشی چه کیفی داره !!! ولی مدرسه نلی اصلا " معلم ایرانی نداشت ، متاسفانه !
نلی - باسی عزیزوخوبم .دارالتجربه من ، مبارک باشه خونه جدید .به سلامتی و دل خوش . اینقدر حرف برای کفتن داشتم که یادم رفت این دو تا جمله رو بنویسم !!
سپیا جون به نظر من کار درستی کردید که این کارو قبول نکردید . به نظر من به خودتون فرصت بدید لااقل چند ماهی رو زبانتون کار کنید و رزومه خوب تهیه کنید و واسه چند تا شرکت اپلای کنید بعد اگر به نتیجه نرسید برید دنبال کار این مدلی.
ببین اگر همسرت وارد اینجور کارها بشه و مدتی اینجوری کار کنه کارتون سخت تر میشه من برات یک مثال عینی میزنم من کسی رو میشناسم که 5 ساله اومدن اینجا و طرف در ایران مهندس مکانیک بوده ولی اینجا اول کار پیدا نمیکنه ئ بعد مدتی وارد کار تاسیسات ساختمان میشه بعدها یک آشنای خیلی خوب پیدا میشه که پست مهمی در یک شرکت داشته ولی همون آدم مهم بیش از یک سال تلاش کرد تا تونست برای این آدم کار پیدا کنه چون هر چا میفرستادش برای مصاحبه بلافاصله ردش میکردن و دلیلشون هم این بوده که این آدم دیگه مهندس نیست کسی که 4 سال کار تاسیسات کرده دیگه مهندس بحساب نمیاد یعنی اصولا اگر وقفه این مدلی در کار بیفته بعدها خیلی خیلی سخت تر میشه کار پیدا کرد.
سلام شهرزاد جان . ممنون از راهنمایی ات . راستش یک کم بعید میدونم حرف این دوستمون درست باشه . چون دورو برم مهندسی که اینجا کار مهندسی گرفته . کم نمیبینم ولی به سرعت اتفاق نمیفته. باید صبر کرد. و همسر منهم که خدای صبره.. توکل به خدا . ببینیم چی پیش میاد. اومدیم وسط ایرانی ها و کره ای ها . از یانگ که به سمت فینچ میای یه خیابون هست که فروشگاه مترو توشه خیابون بعدیش ما هستیم ۰ تفتان کباب و هایدا ساندویچ و پیتزآ لمزی همسایه ها مون هستن .
سلا م سپیا جون خسته نباشید ...به نظر منم کار خوبی کردین قبول نکردین اگر هنوز نیومده کار به این سنگینی رو شروع میکردین زود خسته و دلزده میشدین به نظرم این کارها زیاد پیدا میشن .............
خوب به سلامتی بارتونم رسید خد روشکر همه چی سالم بود راستی پول کامیون رو چه قدر دادین؟؟کارگر هم گرفتین؟یا اینکه که خودتون تنهائی بارها رو جا به جا کردین؟؟
از خونتون راضی هستین چند خوابست ؟؟ چقدر اجاره میدین؟؟؟
چقدر سئوال میپرسم
پول فرنیچر که خریدین چقدر شد؟؟؟؟
سپیا جون خیلی‌ کار خوبی‌ کردین. حتما شوهرت کار پیدا میکنه تو زمینه مهندسی‌ تاسیسات تورنتو کار زیاد هستش. لینکد این رو هم که قبلا گفتم فراموش نکنین یه آدمایی‌ که اصلا نمیشناسین میشن رابطتون. من خیلی‌ تو اون مدتی‌ که شوهرم دنبال کار می‌گشت چیز یاد گرفتم حالا هروقت جدی افتادین دنبال کار حتما یه تماس باهم بگیریم. ما اگه نصف چیزایی‌ که الان می‌دونیم رو اون موقع می‌دونستیم شوهرم حتما زودتر کار می‌گرفت تازه کار همسر من در زمینه نفت و گاز و معدن هستش که همه می‌گفتن یا باید برین آلبرتا یا ساسکچوان.

آخی خونتون هم که میدون محسنیه. کلی‌ جای من هایدا بخور پیتزا شب هم کوچه بالاییتون پیتزاهاش خوبه،
سلام دوستان
خدا رو شکر که همگی خوبید
سپیا جون خدا رو شکر که داری جا می افتی . خیلی برات خوشحالم
نسیم جون ارشان کوچولو چطوره؟ وقتی پستت رو میبینم خیلی خوشحال میشم چون کاملا موج مثبتت رو احساس میکنم.
عکست رو هم دیدم . ماشالله خیلی نازی.

بچه ها فکر کنم موج منفی داره به منم میرسه. یه جورایی پا در هوایی و دل دل کردن ما هم شروع شده . وقتی نگاه میکنم که چه راه طولانی رو در پیش داریم تا به اول راه برسیم یهو انرژیم تحلیل میره. نگران نتیجه مثبت و منفی شدن پرونده نیستم فقط یه جورایی این پروسه طولانی که دارم بهش فکر مینم خسته ام میکنه.
حرف واسه
گفتن زیاده اما اصلا حوصله نوشتن ندارم.
نسیم گلم خوبی خانومی ؟ گلم ایشالا حقوق مهدی میره بالا و جابجا میشین تو درست میگی واسه کسی که از ایران میاد به نظرش خوب مید ولی واسع شماها که اونجایین مقایسه میکنین با تورنتو و جاهای دیگه . قربون اون آرشان گله برم آخه اینقدر حرف از کارو خونه زدیم یادم رفت بپرسم مادری کردن چطوره این روزها ؟ ببوسش ایشالا قسمت بشه ما بیایم شما باشید ببینمت از نزدیک

نلی گلم یکدنیا منون از راهنماییهی خوبت به آدم دلگرمی میدی واسه شروع یه زندگی جدید اونجا اولا خیلی خیلی مبارک باشه خونه جدیدتون خوشحالم که تونستین تو این دو سال کردیت جمع کنین و خونتون بخرین ، یکم خیالمو راحت کردی ما هم اولش یک خوابه میخوایم بگیریم یکماهه بعد بگردیم یکساله یه جایی رو دو خوابه اجاره کنیم حالا یا تو richmond یا burnaby که بشه با sky train یا bus بیایم downtown.
ما چون بلیطمون 27 novembere هنوز زوده که بگردم واسه جا یکم گشتم تو سایت روزنامه هاشون ولی فعلا دارن واسه sep va oct خونه هارو اجاره میدن از یکماه دیگه میرم تو کارش و باز مزاحمت میشم که اگه جای تمیزی رو میشناختی کمکم کنی اگه تونستی دید یک خانوم رو فقط یه خانوم دیگه میپسنده
ایشالا بزودی نقل مکان کنین خونه جدید با شادی و دل خوش با اجازت ایمیلتو تو مسنجرم اد میکنم من wiber ندارم ولی whats appam فعلا رو خط اینجام وصل دوست داشتین هم تو هم نسیم هم سپیا بگین اد کنیم همو :) من تو linked in هم هستم :)

سپیا جون اولا کلی خوشحال شدم که اساستون سالم رسید بهتون آدم مثل اینکه با این ایرلاینا هرچی هم بخواد منظم عمل کنه نمیشه
به نظره منم خوب کردین قبول نکردین هر چی قسمته عجله نکنین تو تورنتو کار پیدا میشه بزار یکم جا بجا شین ولی سی وی هاتونو آماده کنین و همه جا بفرستین مواظب نلیسای گلت باش



زمانی که خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شد، پیر شدنت شروع می شود.
فی فی جونم خوبی شما که دیگه مثل کا قیمت نمیخوای گلم فعلا کیف سفرتو بکن و محیط رو بشناس

شیوا جون استرست طبیعیه ولی نباید بزاری که روحیه تو تحت تاثیر قرار بده تازه هر چی نزدیکتر میشه به تاریخ رفتنت بدتر میشه یه حس هیجان همراه با کشف دنیای تازه مثبت فکر کن میدنم گاهی کار سختیه ولی شدنیه !!!

شهرزاد جان شما کجایین ؟
زمانی که خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شد، پیر شدنت شروع می شود.
salam be hame

sepide joon residan bekheyr khoda ro shokr ke be salamati omadino ja gerefteennnnnnn khobe alan omadin tabestoon hanooz tamom tamom nashode

samayi omadi hatman be man zang bezannnnnnnnnn age toronto boodi

movazeb khodetoon bashid doostaye golammmmmmmmmmmmmmmmmmmm
...و خدایی که در این نزدیکی‌‌ست...
دوستایی که توی کانادا هستند من سوال دارم

ما میخوایم بعد از ورود به کانادا ایشالله اگه قسمت بشه یه قنادی بزنیم... خودم خیلی شیرینی و کار شیرینی و کیک پزی رو دوست دارم ... میخوام اگه بشه با همسرم این شغل رو راه بندازیم... حالا میخواستم ببینم آیا شرایط خاصی داره که صد در صد داره؟ کسی اطلاعاتی در این باره داره؟ مثلا پس از چه مدت ورود به کانادا آیا میتونیم از وام بانکی هم استفاده کنیم... و این که آیا باید دوره خاصی رو هم اونجا تو این زمینه بگذرونیم؟ آیا اصلا دوره ای وجود داره در این رابطه؟؟؟
با چه مقدار هزینه میشه این کارو انجام داد... یه مغازه نه خیلی بزرگ ولی خوب در یه جای نسبتا ایرانی نشین و خوب تو کانادا... ترو خدا هر کسی اطلاعات داره بهم بده دارم تا تو ایران هستم تحقیق میکنم ... میدونم اولش باید از جیب بخوریم ولی خیلی دیگه نمیخوام این روند ادامه داشته باشه نهایتا یک سال!( اگه کمتر هم بشه که عالیتره) بعدش هر جوری هست باید یه کاری راه بندازیم

منتظر پاسختون هستم دوستان
خدا در درون من است ، متاسفم لطفا مرا ببخش متشکرم دوستت دارم
فی فی جان :
ماحدود 2200 تابرای کل furniture ، اعم از پذیرایی ؛ ناهار خوری ،اتاق خودمون و نلیسادادیم .برای مابقی کم و کسری ها مثل روتختی و ملحفه و روکش تشک و بالش و یه سری خرت و پرت های آشپزخونه و بند رخت و میز اتو و... حدود 300 تا شد .هزینه کارگر ندادیم و همه اش رو همسرم جابجا کرد .توی این دوهفته باندازه کل زندگی اش بدنسازی کار کرد !!!
ولی برای جابجایی 120 دلار از فرودگاه به خونه و 87 تا به IKEA دادیم .
خونه مون یکخوابه ودن هست که دنش شده خواب نلیسا .1500 تا با تمام امکانات و پارکینگ ( که هنوز ماشین نداریم )و هزینه برق و cable با خودمونه که فکر کنم 100 دلار در ماه ، حداقلش باشه .
اگرسوالی بود در خدمتم .
نسیم جون ، چشم !! هم ساندویچ میخورم و هم پیتزا شب میرم .دیده بودمش ولی مغازهاش کوچیک بود و فکر نمیکردم معروف باشه .اونجا رو هم امتحان میکنم .
میشه خواهش کنم لطف کنی و دوباره هر وقت فرصت داشتی شماره ات رو برام میل کنی ؟من میل دفعه پیشت رو گم کردم !!!!!!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

هول های سایت

s_t_a_y | 6 دقیقه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز