2777
2789

یه جا دانشجو بودم خیلی تو خیابون اذیت میشدیم البته ورودی ۸۲ بودم.با دو تا دوستام داشتیم میرفتیم دانشگاه یهو یکی اومد زد به پشتم و در رفت منم خیلی عصبی شدم.گفتم وایسا چنان بزنمت که انگار از گاو کتک خوردی.بعد تا دو دقیقه هنگ بودم از حرفم.بعد گذشت این همه سال هنوز گاهی دوستام بهم یاداوری میکنم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

رفته بودیم خونه دایی بابام بعد پسر خاله بابام زنگ زد بهم گف تابلو حرف نزن ک منم رفتم تو اتاق ک ببینم چی میگه بعد گفت ما تو راه تصادف کردیم الان بيمارستانيم بعد گفتم خب خودتون ک چيزي نشيديد گفت تاندوم پام پاره شده منم بدون هیچ حرفی جیغ زدم رفتم جلو فک وفاميلاي بابام ک سی نفری میشدن گفتم مجتبی تصادف کرد کاندومش پاره شد 😖😁😣
امروز زنگ زدم برای ثبت نام کلاس خواستم بگم کی بیام گفتم کی تشریف بیارم واقعا خیلی خجالت کشیدم از حرف ...

دقيقا برا منم اتفاق افتاده 

از دانشگاه زنگ زدن گفتن تشريف نمياييد براي ثبت نام منم گفتم امروز كار دارم نميتونم تشريف بيارم 

مرده از اونور غش كرده بود از خنده منم سريع قطع كردم😂😂

زندگی جاریست،شایدم مادرشوهره😛
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز