من این سوتیم رو یه بار دیگم گفتم 😆فازمو نمییدونم چی بود اوایل که هنوز عقد نکرده بودیم پدرم چن بار تا کید کرد هوای خودتو داشته باش هنوز ک عقد نکردین.. یه روز مونده به عقدم شوهرم اومد خونمون من تو حیاط بودم خودشو رسوند تو حیاط پشتی تو گوشم گفت چه خوشکل شدی لباست بهت میاد گفتن شوهرم همانا وجیغ وداد من همانا خانوادم ریختن سرم چیشده چیگفت بگو هنوز زوده یه کاریش میکنیم منم گریه میکردم حرفشو گفتم شوهرم😱😱😱خواهرم😐😐پدرم😮😮😨مادرم🤒🤒🤕شوهرم دیگه ادم سابق نشد خودمم خیلی کوچیک بودم فکر میکردم به پدرم خیانت میشه 😭😭