خیلی حالم بده سرم میخاد منفجر بشع.
پدرم مریضع خیلی دلمون به حالش میسوخت اما حالا کارایی انجام میده دیوونمون کردههه
تو این مدت حالش بد بود مادرم و برادرم خیلللیییی بهش میرسیدن الان که بهتر شده اما مغزش مشکل پیدا کرده دیوونمون کرده نمیدونیم چیکار کنیم
مثلا راها رو اشتباه میره یهو جلو همه لباساشو درمیاره
میره تو کوچه فک میکنه دسشوییه
به مامانم شک کرده و کلییییی توهم زده اصلاااااا هم خواب ندارع شبا اصلا نمیخابه و روزام اصلا
دیوونه شده
توهم میزنه و چیزایی میگه آدم شاخ درمیاره حتی نمیخابع که بگیم خواب دیده