یه مدت رفتم شهرستان اون فقط میومد خونمون ، من اصلا حواسم به وسایلم نیست اما میفهمیدم کم کم وسایلام نیستن فکر میکردم گم شدن یا یه گوشه خونن ، اما زمانیکه کلید خونم فکر میکردم گم شده نگو این دزدیده بوده که بیاد وسایلمو بدزده تا دیدم حلقم نیست خودم بهش شک کردم شدید تا اینکه همسایمون گفت نبوذی خواهرت اومد خونتون کلید انداخت رفت تو