داداشم به مامانم گفته که من بهش گفتم فلان زمین مال منه و درصورتی که اصن سه ماهه باهاش حرف هم نزدم ندیدمش زیاد رابطه ندارم باهاشون فقط زنداداشم خودش در سال دو سه بار زنگ میزنه فقط اوضاع زندگیمو زیر و رو میکنه فضول خانوم
بعد زنگ زدم داداشم ج نداده زدم به زنداداش گفتم داداشم اینو گفته نمیدونم چرا من اصن روحمم خبر نداره بعد به من پشت تلفن میگه الان میرم انگلش میشم،گفتم چی؟؟؟خدایا باز این بهونش جور شد
گفتم نمیگم انگلش بشی میگم چرا اینو گفته
شبش زنگ زده داداشم کلی فحش و بد و بیراه و ... وای ، فقط زنگ زد گفتم داداش تو اینو گفتی ؟ میگه چشمت کور که گفتم یا نه ... ... دو سه روزه سردرد گرفتم بعدم رفته با مامانم دعوا که چرا هرچی بهت میگم میری به دخترت میگی
فک کن با این اوضاع تازه این زنداداش روانی پروفایل گذاشته دروغگو ام و تهمت زدم و روباهم و ادای سگ وفادارو در میارمو وای خدا...اون یکی زنداداشمم نمیدونم چی بهش گفته اونم به طرفداریش دراومده
خدایا من اصن با این ادما کاری دارم؟؟؟؟ برا خودشون میبرن میدوزن بعدم هرچی به دهنشون میاد میگن
این داداشم تو دوماه اخیر بخاطر پول و ارث با داداش دومی و خواهرم هم دعوا درست کرده اصن معلوم نیس چشونه
خدا بابامو عمر طولانی بده و تن سالم