.❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤ قِلِقَت را به دست بگیر که هیچکس جز خودَت نمیتواند روزت را نو ،شبت را آرام و حالت را دگرگون کند بلند شو و خودت را به صرف یک فنجان چای و تماشای فیلمی درام دعوت کن رویاهایَت را مرور کن،خودت را تشویق کن و برای رسیدن به رویاهایت گام بردار برای خنده های از ته دلت وقت بگذار بلند قهقهه بزن و آزادانه سرخوش باش در هجوم و همهمه آدم ها با تمام قضاوت ها،نامهربانی ها و تمام بی عدالتی هایشان هر بار به خودت یاد آوری کن،که تنهایَش نخواهی گذاشت،نامهربانی نخواهی کرد و هرگز خودت را هیچ گونه قضاوتی نمیکنی مبادا در این همهمه روزگار و نامهربانی های زمانه خودت را فراموش کنی...! ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
. بعضی ها؛ آرامش مطلقند … لبخندشان؛ تلالو برق چشمانشان؛ صدای آرامشان؛ اصل کار؛ تپیدن قلبشان انگار که یک دنیا آرامش را به رگ و ریشه ات تزریق میکند بعضی ها؛بودنشان؛ همین ساده بودنشان؛ همین نفس کشیدنشان؛ یک عالمه لبخند می نشاند روی گوشه ی لبمان اصلا خدا جان در خلقت بعضی ها، سنگ تمام گذاشته ای .❤❤ .
صدری اوستا:تو دفنه هستی؟..دفنه:بله دفنه،اسم یه درخت...صدری اوستا:بله اسم یه درخته،اما چه درختی،ببین یه داستانی هست،آپلو بین دخترای خوشگل عاشق دفنه میشه،خیلی اونو دوست داشت اما دفنه یهو غیب میشه،آپلو میگرده و میگرده اما پیداش نمیکنه،بعدش نگاه میکنه به دفنه،یعنی همون درخت دفنه و بعد از اون به عشق دفنه حیاطش رو از درخت دفنه پر کرده...دفنه:من الآن دفنه ی آپلو شدم؟... صدریاوستا:نه،تو دفنه ی عُمرمیشی