توصبح تاهشت شب تنهامن یه بارسه شب تنهایه بازهفت شب تنها یه باردوشب تنهابه هرکیم میگم چون تفکرسوختن و ...
من الانم تنهام شوهرم رف سرکار...من نمیگم باید سوخت وساخت ولی با این وضع و گرونی سرکار بودنشون بهتر از نبودنشونه و تا جایی ک بشه تحمل میکنم.شوهرم میگه فک کردی ما خیلی خوشحالیم حتی من بیشتر از تو دوس دارم زودتر بیام خونه
خودباباش وکیله به جان بچم هرهفته پنج روزشوپیش خانوادش نیست چون من اینومیدونستم باهاش طی کردم ولی زدزیرحرفش همشم سراین موضوع اول بامهربونی صحبت کردم بعدبادعوای شدیدهردفعه هم میگه ببخشیدمنم جدامیشم اصلانمیتونم این وضعیتو
تو کل خونه بچرخم ککارام ربع ساعت تموم میشه باقیشو پا تلوزیون گوشیم یه آدم دپرس داغون اما اگه بچه داشتم سرم گرم بود بهش حداقل شیرش میدادم پوش و هزار تا کار برام جور میشد اینقدر زل نمیزدم درو دیوار