من خیلی عصبی و زودرنجم الانم سه ماهه زایمان کردم از روز زایمان خیلی استرسی ام همش با گریه و دعوا بهش شیر میدم دیگ نمیدونم چیکار کنم خسته شدم همش با شوهرم بحث داریم
وقتی بخاطر بحث باشوهرم سر نوزادم داد میزنم داغون تر میشم عذاب وجدان میگیرم
نكن تورو خدا به فكر خودت و نينيت باش شوهرتو هم خيلي به كاراش سعي كن دقت نكني مردا همشون اينجورين شايد اونم داري حسودي ميكنه بخدا ميدوني من چقدر دارم خرج ميكنم كه خدا بهم بچه بده ولي باردار نميشم
بچم از روزی ک دنیااومده مامانش کلا سه بار دیده ده روز بستری بود بخاطرعفونت ریه وقتی یه ماهش بود ولی خانوادش یبارم زنگ نزدن بهم اخرم همش سنگ خانوادشو ب سینه میزنه عصابم بهم میریزه
منم وقتی زایمان کردم بچه م عفونت ریه داشت اوج برداشت محصول بود شوهرم دوبار اومد پیشم مادر شوهرمم دوبار چون مجبور بود برا کارگرا غذا بپزه ،۵روز بیمارستان بودم بخدا اصلا برام مهم نبود که بیان یا ن خب خداییش کار داشتن،بیشتر بچه م مهم بود که با آرامش بهش شیر بدم بخدا تا دو روزم شیر خودمو نخورد ولی آروم بودم توام آرامشتو حفظ کن بخاطر نی نی گناه داره