یکم هر دو طرف
کوتاه بیاید
پارسال دقیقا اخرای بهمن خواهر شوام و مادرشوهرم فتنه کردن تا شب عید شوهرم پذیرایی می خوابید
بعد از چهارم فر وردین تا پنج مرداد هم مادرش روز عیدی
من از خونم انداخت بیرون
گفتم زندگیم تموم شد
خوا روشکر زندگبم درست شد
بدی موند برا خودشون
حوصله داشته باش اونقدر مریض بودم پوستم زخم بود
پدرم و مادرم منو بردن پیش دکتر پوست
خانم دکتر گل فروشان تبریز
فهمید مشکل دارم
برگشت به چهره ام تگاه کرد گفت این چهره ها باهوش هستن زندگی تو بچسب
فقط بدون کسی که صبر می کنه
برنده اس
نمی خوام الان بگم برتده ام اما
بیشتزش برنده شدم
باورت نمیشه
بهد از آشتی مون
هر جمعه من یه شهری رفتم گردش
همونایی که می گفتن ما هر جا بریم جمع میریم
خب برید دیگه
امیدت به خدا باسه