الان که دارم این امضا رو یاد داشت میکنم .مثل یه تیکه کاغذ که تو آسمون سردرگم هست وباد باخودش این ور اون جا به جاش میکنه شدم ....یه آدم کاملا سردرگم که نمیدونه کجای زندگیش هستو از زندگی چی میخواد یه بار عاشق و یه بار فارغ یه بار عاشق درس و پیشرفت یه بار حالش از هرچی درسه و کتابه بهم میخوره واین وسط نگران عمر و جوانی هست که داره از دست میره....نمیدونم باید چیکار کنم و ازکجا شروع کنم ولی اینو خوب میدونم که باید شروع کنم من آدم ساکن بودم نیستم باید پیشرفت کنم فعلا هدفمو گذاشتن روی گرفتن لیسانس میدونم که میشه راهی طولانی در پیش دارم ولی میشه که بشه اینو مطمعنم اگر تا اینجا اومدی ازت خواهش میکنم واسه م دعا کن 🥰۱۴۰۰/۱۰/۰۱
خدایا هرجای ایرانم که دست میزنم درد میکند خودت مراقبمون باش😞 عضو کمپین مبارزه با کلمات تهوع آورِ:شوشو(شوهر) عِجقم(عشقم)🙊آخایی(شوهر)🙊عجیجم(عزیزم) پِری آقایی(شوهر) آز(آزمایش) سز(سزارین) اپی(ایپلاسیون)😳خخخخ(خندیدن مجازی)😤ازد(ازدواج)😞تودلی(جنین)😩چِلا(چرا)😖پسمل(پسر)😏دخمل(دختر)😕ریپ(ریپلای)😯رل(دوست پسر و دختر)😭دویوق(دروغ)😭عخی(آخی)👊پروف(پروفایل)😛خوشمل(خوشگل)👊کنجد(بچه)😩😩😩ز (زنگ زدن)😨