من از بچگی اینطوری بودم ک بدون مامانم هیچ چی بهم خوش نمیگذشت! اگر جایی بودم ک قرار بود بهم خوش بگذره مدام نگران این بودم و ناراحت بودم ک الان مامانم خوشحاله یا ن:/
الان قراره با داداشم دوتایی بریم رستوران. منم ب مامانم گفتم.مامانم گفت چ خوب بریم ی جای خوب منم میام😟 حالا داداشم گیرداده ن خیر دوتایی
من چیکار کنم اخه 😣 شمام این حسو داشتین؟
مدام این فکرا و حس ها ناراحتم میکنه :( شاید بگید بچه ننه... میتونم دور از مامانم باشم و مستقل باشم اما در این ماجراها خیلی ناراحت میشم الانم ی دل سیر گریه کردم...
چ مرگه یعنی😐😑 چیکار کنمممم