2777
2789
عنوان

وابستگی روحی!

87 بازدید | 11 پست

من از بچگی اینطوری بودم ک بدون مامانم هیچ چی بهم خوش نمیگذشت! اگر جایی بودم ک قرار بود بهم خوش بگذره مدام نگران این بودم و ناراحت بودم ک الان مامانم خوشحاله یا ن:/

الان قراره با داداشم دوتایی بریم رستوران. منم ب مامانم گفتم.مامانم گفت چ خوب بریم ی جای خوب منم میام😟 حالا داداشم گیرداده ن خیر دوتایی

من چیکار کنم اخه 😣 شمام این حسو داشتین؟

مدام این فکرا و حس ها ناراحتم میکنه :( شاید بگید بچه ننه... میتونم دور از مامانم باشم و مستقل باشم اما در این ماجراها خیلی ناراحت میشم الانم ی دل سیر گریه کردم...

چ مرگه یعنی😐😑 چیکار کنمممم

تیکر مال خلاصی از یک بدبختی بزرگه!😑

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

عزیزم سعی کن مستقل بشی این اصلا خوب نیس من شوهرم اینجوریه و علاوه بر زندگیه خودش زندگیه منم خراب ک ...

خیلی تلاش کردم ولی اصلا جایی بدون مادرم بهم خوش نمیگذره:( دوست دارم اگر به من خوش میگذره ب ایشونم خوش بگذره:(

تیکر مال خلاصی از یک بدبختی بزرگه!😑
راستش مجردم😞

آها ببخشید عزیزم، آخه پروفایلتو نگاه کردم دیدم نوشتی من و فرزندانم.

منم تا ی سنی همینجوری بودم ،⁦☹️⁩

حتی ی بار یادمه قبل رفتن به مدرسه (کلاس چهارم دبستان بودم) با مامانم ی کوچولو دعوام شد، همش تو فکر بودم تا اینکه طاقت نیاوردم و از مدرسه زدم بیرون اومدم از مامانم معذرت خواهی کردم تا ناراحت نباشه، همیشه هم گیر میدادم اگه کاری داری خرید داری به من بگو واست انجام بدم،😀

آقا نیستم 😊
آها ببخشید عزیزم، آخه پروفایلتو نگاه کردم دیدم نوشتی من و فرزندانم. منم تا ی سنی همینجوری بودم ،⁦☹️ ...

پس شما خوب شدید ب مرور؟؟

احساس میکنم مال من خیلی بیش از حده دیگه بده واقعا...جایی ک  خوش بگذره که مامانتونه بیاد نمیرم یا کلی گریه میکنم و با ناراحتی میرم:(

تیکر مال خلاصی از یک بدبختی بزرگه!😑
پس شما خوب شدید ب مرور؟؟ احساس میکنم مال من خیلی بیش از حده دیگه بده واقعا...جایی ک  خوش بگذره ...

آره گلم خوب شدم حتی دوران راهنمایی شبا گریه میکردم نکنه مامانم بمیره،😭😭😭

شما چند سالته؟

آقا نیستم 😊

چه خانواده پر احساسی... مااشالا بهتون از چشم بد دور.. به داداشت بگو مامان فکر کرده باهم میخوایم یریم و دوست داره باهامون باشه ذوقشو داره دلشو نشکنیم با ماملن بریم دفعه بدعدی 2 تایی میریم بیرون. اینجوری هم بیشتر خوش میگذره هم ماملن دلش نمیشکنه

وزن شروع 75   وزن الان 68     وزن هدف 64
آره گلم خوب شدم حتی دوران راهنمایی شبا گریه میکردم نکنه مامانم بمیره،😭😭😭 شما چند سالته؟

دقیقا منم اینطوریم:((😣😣 کلی داستان میبافم خودمم ب پاش گریه میکنم😑 ۱۸😩

تیکر مال خلاصی از یک بدبختی بزرگه!😑
چه خانواده پر احساسی... مااشالا بهتون از چشم بد دور.. به داداشت بگو مامان فکر کرده باهم میخوایم یریم ...

ممنونم از پیشنهادتون حتما عملیش میکنم:( خدا کنه قبول کنه

تیکر مال خلاصی از یک بدبختی بزرگه!😑
دقیقا منم اینطوریم:((😣😣 کلی داستان میبافم خودمم ب پاش گریه میکنم😑 ۱۸😩

به مرور خوب میشی ولی خودتم باید شروع کنی بنظرم از همین رستوران شروع کن به این فکر کن که مامانت تو خونه خوشحال و بهش خوش میگذره، بعدشم من اون دوران خودمو اینجوری قانع و راضی کردم که عمر دست خداست و با رفتن به دانشگاه و بعدشم سرکار کلا قلبم محکم شد،⁦♥️⁩

آقا نیستم 😊
2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز