2777
2789
من نمیدونم چرا اصلا نمیتونستم به کاغذش حتی دست بزنم. میدادم یکی برام میکند کاغذشو. از تصور دست زدن ب ...

منم نسبت ب چوب بستنی همینم.حتی الانم حرفشو می زنم یه جوری میشم

بعضیا هر کار دلشون میخواد میکنن؛ بعد میگن ما دلمون صافه. انگار دل ما فرفریه!

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

یعنی من مریضم؟ خخخ

این ک مث بقیه کاغذ کیکو نمیخوری عالیه اصلا معده درد میاره تو بلند مدت و هزار اتفاق دیگه ولی اینم وسواس خاصیه ک ب کاغذ کیک و چوب بستنی نمیتونی دست بزنی با یه روانشناس خوب صحبت و مشورت داشته باش انشالله تو یکی دو جلسه رفع بشه اینجوری اذیت میشی همش گوشت تنت میریزه

گاهي گمان نميکني ولي خوب ميشود_گاهي نميشود که نميشود که نميشود_گاهي بساط عيش خودش جور ميشود_گاهي دگر تهيه بدستور ميشود_گه جور ميشود خود آن بي مقدمه_گه با دو صد مقدمه ناجور ميشود_گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است_گاهي نگفته قرعه به نام تو ميشود_گاهي گداي گدايي و بخت با تو يار نيست_گاهي تمام شهر گداي تو ميشود
این ک مث بقیه کاغذ کیکو نمیخوری عالیه اصلا معده درد میاره تو بلند مدت و هزار اتفاق دیگه ولی اینم وسو ...

باوشه مرسی

نگاه میکنم به خودم تو را می بینم تو جایی جز من نداری!!
اگر اون دوستمون اختلال داشته باشه رسما منو باید بستری کنن😂😂😂😂

اون ک بعله  

گاهي گمان نميکني ولي خوب ميشود_گاهي نميشود که نميشود که نميشود_گاهي بساط عيش خودش جور ميشود_گاهي دگر تهيه بدستور ميشود_گه جور ميشود خود آن بي مقدمه_گه با دو صد مقدمه ناجور ميشود_گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است_گاهي نگفته قرعه به نام تو ميشود_گاهي گداي گدايي و بخت با تو يار نيست_گاهي تمام شهر گداي تو ميشود
باوشه مرسی

حس کردم دلخور شدی خواهرانه و بدون رودربایسی گفتم من نمیدونم چرا جاییمون درد میگیره میریم پیش دکتر بدون خجالتم پیش همه میگیم ولی تا یه چیزی مث وسواس و اینا داریم خجالت میکشیم بگیم رفتیم پیش روانشناس!دور از جون ک فقط دیوونه ها رو درمان نمیکنه...من وسواس قرینه داشتم قبلا مثلا باید یه تابلو راست بزنم یکی چپ قرینه کنم مثلا شوهرم وقتی لپ سمت راستمو میبوسید باید لپ سمت چپمم میبوسید و یادش میرفت اذیت میشدم!!! رو خودم کار کردم مشاوره گرفتم الان خوبم

گاهي گمان نميکني ولي خوب ميشود_گاهي نميشود که نميشود که نميشود_گاهي بساط عيش خودش جور ميشود_گاهي دگر تهيه بدستور ميشود_گه جور ميشود خود آن بي مقدمه_گه با دو صد مقدمه ناجور ميشود_گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است_گاهي نگفته قرعه به نام تو ميشود_گاهي گداي گدايي و بخت با تو يار نيست_گاهي تمام شهر گداي تو ميشود
حس کردم دلخور شدی خواهرانه و بدون رودربایسی گفتم من نمیدونم چرا جاییمون درد میگیره میریم پیش دکتر بد ...

نه قربونت بشم. اصلا ناراحت نشدم. من وسواس فکری وعملی دارم متاسفانه. با اراده ام و دارو خیلی بهتر شدم.زنده باشی عزیزم

نگاه میکنم به خودم تو را می بینم تو جایی جز من نداری!!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز