سلاممم خوبید میگم بیاید راهنماییم کنید امروز وقت دکتر داشتم باید میرقتم ازمایش نشون میدادم از اینجا تا پیش دکترم ۱ساعت راهشه قرار بود با شوهرم برم گفت ساعت ۱۰میام دنبالت بعدش من حاظر شدم ۱۰/۳۰اومد گفت ببین بریم ی دکتر نزدیک نشون بدیم منم اعصبانی شدم گفتم باید بریم دکتر خودم بعدش هی بهونه اورد اخرشم گفت ب جانه تو ماشین ندارم .
منم گفتم تقصیر خودت عرضه نداری ی ماشین نگه داری زیره پات.
اونم سرش درد میکرد دستشو گزاشت روسرش ناراحت شدو رفت حالا من مقصرم یعنی چی بگم از دلش دربیارم؟؟؟