اول ازدواجم یه خونه بزرگ اجاره کردیم و بیچاره مامانم هم تا خرخره جاهاز داد
البته پدرشوهرم خونه رو رفت خودش گرفت نظر مارم نخواس
بعد دو سال نتونستیم از پس اجاره اش بربیایم رفتیم یه خونه کوچیک نصف قبلی و دقیقا نصف جهیزیه ام رفت تو زیر زمین خونه مادربزرگم
اجاره خونه خیلی سخته ولی دیگه باید قناعت کرد و از خرج و برج اضافه زد
ماهی یکی دوبار میتونیم بریم شام بیرون خرید لباس و اینا هم هروقت احتیاج بشه و ضروری باشه انجام میدیم