سلام به همگی من وابستگی شدیدی از بچگیم به مادرم داشتم و دارم هرجا ميخواستم بره باهاش ميرفتم الان یک مشکلی که برام ایجاد شده که هرجا با مامن ميرفتم اصلا به خيابون وکوچه نگاه و دقت نمیکردم والان تنهایی خیلی جاها نمیرم یا خیلی خرید نميکنم اگر هم بکنم خیلی هول میشم و دست پاچه و این که مامانم ميگه تنها برو تجریش که تا له حال تنها نرفتم ميگم مامان جا ن قدم قدم مثلا اول جهانی نزدیک به خودمون بعد جهان دور تر ترخدا مسخره نکنید به جاش راحل بدهید چی کارکنیم خیلی اعتماد بنفس اومده پايين البته اینم بگم بابا من خیلی سخت گیر ه مثلا حتما مادرم باید من رو تا مدرسه ببره بياره وهيچ وقت اجازه مستقل شدن به من نداده و الان من دچار مشکل شدم لطفا راهنماييم کنید
اغلب وقتی امیدت رو از دست میدهی و فکر میکنی این اخر خطه خدا از بالا بهت لبخند میزنه و میگه ارام باش این فقط یک پیچه نه پایان
یکی دوبار با مامانت برین خرید ولی تو حرف بزن کم کم عادت میکنی
But the beat goes on: da-da-dom, da-dom, dah-dah, dah-dah***تو فقط دلت بخاد ی روزی مال هم بشیم❤❤التماسش به خدا، حاجت و نذرش با من❤❤.....های✋ مای نِیم ایز : ها؟؟🤔 مای نِیم ایز : وات؟؟🤔 مای نِیم ایز : عااااادلهههههه😎😒های کیدز🤚☺دو یو لایک وایلنس؟؟😀😀😐...آهای خوشگل عاشق °°° آهای عمر دقایق °°° آهای وصله به موهای تو سنجاق شقایق😍🎆...I have died everyday waiting for you...Darling don't be afraid... I have loved you for a thousand years... I'll love you for a thousand more❤❤... Tut elimden beni çok sev... Kimseye verme... Seveceksen ömürlük sev... Bir günlük sevme❤❤... ای چراغ هر بهانه از تو روشن از تو روشن😍😍ای که حرفای قشنگت منو آشتی داده با من❤❤❤❤
آخه مشکل این جاست که مامان بچه دار شده الان خواهرم یک ساله است وپدرم به خاطر سردی هوا و اجازه نمیده بریم بیرون ومن خیلی دوست صمیمی ندارم و دوتا دوستی که دارم دارن برای کنکور میخونن ولی خوب خوشبختانه یکشنبه قبول مرد باهم بریم بیرون البته من خیلی خجالت کشیدم چون به خاطر من داره از درس میزنش
اغلب وقتی امیدت رو از دست میدهی و فکر میکنی این اخر خطه خدا از بالا بهت لبخند میزنه و میگه ارام باش این فقط یک پیچه نه پایان