بعد از عقد با شوهرم رفتیم دانشکاهش که یه شهر بود من هر وقت تو ماشین هستم خابم میگیره خیر سرزرم مث خرس گریرلی میخابم همینزور مه داشتم واسه شوهرم وروررر حرف میزدم خابم میبره تو خاب اب دهنم میذزه کش میازه ینی خاک توسرم ابروم رفت پیشش وقتی بیدار دم لباسم خیس بود باحالت طلبکارانه که چرا لباسم خیسه اونم گفت عزیزم جیزی نیس اب دهنت بود میریخت 😬😬 تا وقتی برسیم همش دشت دمن میدیدم