بچه ها دوست شوهرم اومده خونمون مهمونی بعد نشسته بودن با شوهرم صحبت میکردن,من اومدم ازشون عکس بگیرم یواشکی میخاستم بفرستم تو گروهمون ک یدفعه نگو فلش دوربین روشن بود , یه لحظه سه تامون از تعجب و اینا شوک شده بودیم خیلی خجالت کشیدم
اول گوشیی رو بگیرید روی پاتون یه بار تمرین کنید که فلش نندازه بعد رو سوژه اصلی انجام بدید.برا دفعه دیگت.خدا رو شکر تنها نیستم پس زیادن گیرندگان عکس مخفی
ما اشک هایی هستیم که بند نمی آید ما بغض هایی هستیم هزار ساله.ما سیاه پوشان همیشگی هستیم ما غم های متحرکی هستیم و زنده هایی بی جان اما...ما تمام نمیشویم. به نام حقیقت