خانما 5 ساله نامزد هستم دو ماهه دیگه عروسیمه گاهی ک دعوا بد میکردیم بهم میگفت دوستت ندارم ولی وقتای عادی باهام خوب بود چند ماهم هست اخلاقش خیلی خوب نیس فکر میکردم شاید چون فشار مالی و کاری روشه اینجور شده ولی اون شب رفته بودیم آزمایش بهم گفت ک دلم باهات نیس مدتیه دیگه دوستت ندارم باهات خوشحال نیستم برو فکرت بکن یا جدا شو یا همینجوری زندگی کن شاید بعدا درست بشه
من و. شوهرم ۶سال دوست بودیم عاشق هم بودیم همه میدونستن داستانمونو ولی اواخر به اختلاف خوردیم من موندم و. باهاش ازدواج کردم چون انگشت نما شده بودم و فکر. میکردم همه پشت سرم چی میگن و. اعتماد به نفس نداشتم الان رابطمون خیلی سرده و از وقتی باردار شدم از هم دورتر هم شدیم ،خواهرانه بهت میگم اگه اولش اینه تو زندگی به مرور سردترم میشه من بعد.۱۰سال به اینجا رسیدم تو از الان نترس و اشتباه نکن ،کسی که میگه با یه تغییر ظاهر تو دلش نیستی یعنی قیافه براش مهم بوده و قیافه عادی میشه ،الان جدا. شی بهتر از اینکه چند. سال بعد با حسرت جوونی از دست رفته بمونی